سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 10 صفحه 436

صفحه 436

جواب است: (این جواب به این صورتی و تقریبی که من ذکر می کنم بهتر از تقریبی است که مرحوم محقق اصفهانی در جواب مرحوم محقق نائینی فرموده اند، تا بیان ایشان را هم ان شاء الله عرض می کنم.) فرض کنید ما مبنای ایشان را پذیرفتیم، گفتیم«صدق العادل یعنی قول العادل مفید للعلم فی عالم التشریع، و یکون متلبسا بلباس العلم فی جوّ التشریع» لکن نکتۀ حساس این است که یک وقت ما تعلیلی داریم مستقلا و یک«صدق العادل» ی هم داریم مستقلا برحسب یک دلیل دیگری و می خواهیم بین این«صدق العادل» ی که دلیل مستقلی است و دلیل معتبر دلالت بر وجوب تصدیق عادل کرده، و بین تعلیل، نسبت سنجی بکنیم و ببینیم کدامشان تقدم دارد؟ در اینجا فرضا حرف شما درست است، «صدق العادل» که مفادش این است«قول العادل مفید للعلم و لا یکون جهاله تعبدا» بر تعلیل، تقدم دارد که«أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَهٍ» باشد برای اینکه«أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَهٍ» می گوید: مبادا کاری بکنید که با جهالت در مقابل یک گروه و جمعیتی بایستید، «صدق العادل» می گوید: خبر عادل و قول عادل لیس بجهاله. می گوییم: تکوینا؟ می گوید: نه، من شارع این را جهالت نمی بینم. وقتی که شارع یک مورد را از عنوان جهالت خارج کرد، باید بگوییم که این بر«أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَهٍ»

حکومت دارد.

اگر مسأله، این طور شد و ما مبنای مرحوم محقق نائینی را پذیرفتیم، در این قبیل درست است، لکن در آیۀ نبأ، اشکال در این است که اصلا آیۀ نبأ«هل له مفهوم او لیس له مفهوم؟» آن که مستشکل دیروز می گفت و توضیح می داد، می گفت: آیۀ نبأ اصلا مفهوم ندارد. وقتی مفهوم ندارد چه چیزی می خواهد بر تعلیل حکومت پیدا بکند؟ یک مفهومی تحویل ما بدهید و یک دلیلی ولو به عنوان مفهوم در اختیار ما بگذارید مثل اینکه این«إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا» در یک آیه بود و تعلیل هم در یک مسألۀ دیگر و در یک مطلب دیگری بود که ارتباط بین این دو قضیه وجود نداشت، می گفتیم: «إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا» با وجود ثبوت مفهوم برای قضیۀ شرطیه، مفهوم دارد و مفهومش این است: «ان جاءکم عادل بنبأ» قولش حجت است. و این را وقتی با آن تعلیل در مورد دیگر مقایسه بکنیم، مثل همان«لا شک لکثیر الشک» نسبت به ادلۀ شکوک در باب نماز است. اما اشکال این است که مفهوم تعلیل در یک جا متمرکز است و این تعلیل متمرکز در یک جا، موجب این شده که مستشکل بگوید: وجود علت و محوریّت علت، مانع از این می شود که«أَنْ جاءَکُمْ» اصلا مفهوم داشته باشد. اگر مفهوم محرز و مسلمی می داشت و به تعبیر اصطلاحی: اگر قضیه ظهور در ثبوت مفهوم می داشت،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه