سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 11 صفحه 215

صفحه 215

زائد هم نمی گردیم، ما می خواهیم همین شرب توتونی که شک در حلیت و حرمت واقعی آن داریم، از نظر ظاهر و حکم ظاهری برای ما حرام نباشد و استصحاب عدم ورود نهی را برای این هدف، جاری می کنیم. ایشان می فرماید: بحثی نیست، می توانید استصحاب را برای این هدف جاری کنید، و این هدف شما هم مترتب بر این استصحاب می شود، اما این، یک لازمی دارد. لازمش این است که دیگر شما نیازی به حدیث«کل شیء مطلق حتی یرد فیه نهی» ندارید. شما از راه استصحاب به هدف خودتان رسیدید.

شما می خواستید بگوئید: شرب توتون مشکوک الحرمه بحسب ظاهر لیس بحرام، استصحاب عدم ورود نهی که یک اصل عملی است و یکی از طرق بیان احکام ظاهریه است، عدم حرمت ظاهریه را برای شما بیان کرد، و دیگر چه احتیاجی به حدیث«کل شیء مطلق» دارید؟ به تعبیر ایشان: دیگر باید بگوئیم: استدلال، استدلال به حدیث نیست، این استدلال به استصحاب است و رسیدن به استصحاب به آن مدعائی که در باب برائت داریم. اگر در جواب سؤال ما، این احتمال اول را ذکر کنید، حکمش این است.

اما اگر بگوئید: مسأله با استصحاب تمام نمی شود، این استصحاب هم یک کمکی است، یک مقدمه ای است برای اینکه حدیث«کل شیء مطلق» را پیاده کنیم و بگوئیم:

حدیث، یک مطلب بالاتری را می گوید، منتها این مطلب بالاتر متوقف بر یک مقدمه ای است که ما آن مقدمه اش را با استصحاب درست می کنیم. تازه؛ استصحاب، تمام هدف ما را تأمین نمی کند. استصحاب یک مقدمه ای را برای رسیدن به حدیث درست می کند، اما هدف اصلی ما، آن چیزی است که حدیث بر آن دلالت دارد. خوب حدیث چه می گوید؟ استصحاب چه می گوید؟

حدیث، صرف عدم الحرمه را بیان نمی کند. حدیث، اباحه به صورت یک حکم اثباتی شرعی را بیان می کند، ولی چون مغیای به غایت است و اباحه متوقف بر عدم غایت است، عدم غایت را با استصحاب درست می کنیم و عدم ورود نهی را استصحاب می کنیم تا عدم الغایه محرز شود، بعد از آنکه عدم الغایه محرز شد، می آئیم سراغ یک حکم اثباتی به نام اباحه، و این یک چیز زائدی است که حدیث«کل شیء مطلق» بر آن دلالت می کند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه