سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 11 صفحه 272

صفحه 272

و عدم وصولش هم استناد به مکلف نداشته است، مکلف، سعی و تلاش کرده در اینکه اطلاع بر تکلیف مولا پیدا کند و مظانّ وجود بیان برای تکلیف را کاملا بررسی و تفحّص کرده، لکن هرچه تفحّص و گردش کرد، اثری از تکلیف مولا در اختیار مکلف واقع نشد، آیا در اینجا چنین تکلیفی با چنین شرائطی، اگر مخالفت شود، (معنی مخالفت این است که غرض مولا در خارج تحقق پیدا نکرد، غرض مولا در خارج حاصل نشد) در مقابل عدم حصول غرض مولا در خارج با اینکه منشأ عدم حصول غرض مولا، چیزی نیست که به مکلف ارتباط داشته باشد، مسأله ای نیست که در آن مسامحه و بی مبالاتی مکلف نقش داشته باشد، آیا در اینجا عقل می تواند بگوید که اثرات سوء عدم حصول غرض مولا، گریبان مکلف را می گیرد و این مکلف است که می شود زیر سؤال قرار بگیرد و این مکلف است که در مقابل عدم حصول غرض مولا، مولا می تواند او را عقاب کند؟ آیا چنین عقابی و چنین مؤاخذه ای در چنین شرائطی، از نظر عقل محکوم به قبح نیست؟

پیداست که بعد از آنکه به عقل مراجعه می کنیم، عقل به استقلال حکم می کند«بان هذا المعنی قبیح» برای اینکه مکلف چه تقصیری داشته در اینکه غرض مولا حاصل نشده است؟ تکلیفی از ناحیۀ مولا بوده، لکن این تکلیف برای مکلف بیان نشده است، یا اگر بیان شده، واصل الی المکلف نشده است، و مکلف هم در عدم وصول، هیچ گونه نقشی نداشته است و هیچ گونه دخالتی در این معنی نداشته، بلکه سعی کامل، جدّیت کامل کرده بر اینکه اطلاع بر تکلیف مولا پیدا کند و به هر جائی و هر فردی که مثلا از تکالیف مولا مطلع هست، مراجعه کرده و سؤال کرده، و جواب مثبتی برای ثبوت تکلیف از ناحیۀ مولا نشنیده، آیا در این صورت، عقل حکم نمی کند به اینکه عقاب بر مخالفت چنین تکلیفی قبیح است؟

پس مقصود از این کلمۀ«عقاب بلا بیان» عدم البیان نیست بلکه مقصود«بلا بیان واصل الی المکلف» است و الا بیان غیر واصل، همان حکم عدم البیان را دارد و مقصود از بلا بیان، یعنی بلا بیان واصل.

این مسأله، یک مسأله ای نیست که کسی در آن مخالفت کند و در اول بحث گفتیم و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه