سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 11 صفحه 566

صفحه 566

تکلیف ملاحظه بکنیم، آن وقت است که مخالفت چنین تکلیفی، محکوم به قبح است. و الاّ صرف«مخالفه التکلیف بما هو مخالفه التکلیف»، محکوم به قبح نیست، و عقل استقلال به قبح آن ندارد.

بعد می فرماید: حالا که این طور شد، ما می بینیم در دوران بین محذورین با این که وقایع متعدد است، آیا این تعدد وقایع، مسأله را تغییر داده است؟ دوران امر بین محذورین را عوض کرده است؟ یا این که نه حالا هم که وقایع متعدد است، حالا هم که هر جمعه ای نماز جمعه مطرح است، باز هم مسأله همین است؟ هر جمعه ای دوران امر بین محذورین است، و مخالفت تکلیفش، مخالفت تکلیف غیر منجّز است. و چون مخالفت تکلیف غیر منجّز است، اینجا«لا یکون قبیحا عقلا، لا یکون محکوما بالقبح».

در نتیجه بین وحده الواقعه و بین تعدد الواقعه چه فرق می کند؟ ملاک در همه اینها دوران بین محذورین است، و این عنوان است که نمی گذارد تکلیف تنجّز پیدا بکند، و مخالفت مخالفت تکلیف منجّز بشود.

لذا ایشان تخییر را تخییر استمراری می داند، یعنی در هر جمعه ای اختیار محفوظ است. می خواهد نماز جمعه را اتیان بکند، و می خواهد نماز جمعه را ترک بکند. برای این که هر جمعه ای عنوانش دوران بین محذورین است، و مخالفت تکلیفش، مخالفت تکلیف غیر متنجّز است، و قبحی در اینجا تصور نمی شود. بیان ایشان برای اثبات تخییر استمراری، با مدعای ما یکی است. منتها راهی را که ایشان طی کرده این راه است، راهی را که ما طی کردیم راهی بود که دیروز ذکر شد.

(سؤال... و پاسخ استاد): ایشان می گوید: هر واقعه ای و هر هفته ای مستقل است.

عنوانش هم عنوان دوران بین محذورین است.

این بیان ایشان با این که عنوان بحث را، عنوان مطلق المخالفه قرار ندادند. ایشان تصریح به مخالفت قطعیه می کند، می فرماید: مخالفت قطعیه حرمت شرعیه ندارد، بلکه یکی از مستقلات عقلیه است که در دنبالش یک حکم مولوی هم تحقق ندارد. بعد هم می فرماید: این در آنجایی است که در رابطۀ با تکلیف منجّز ما فرض بکنیم. اما اگر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه