تحقق دارد، یا ندارد؟ به لحاظ این که شما می گویید: تکلیف مشروط به ابتلاء است، تکلیف مشروط به قدرت عادیّه است، و ما نمی دانیم که ابتلاء تحقق دارد یا ندارد؟ با وجود شک در خطاب فعلی و شک در تکلیف فعلی چطور شما در این مورد علم به غرض مولا پیدا می کنید؟ در این مورد از کجا علم به غرض در کار است؟ و الاّ اگر اینطور است، شما در شبهات موضوعیّه اولا به طورکلی باید حکم به احتیاط بکنید و در بعضی از موارد شبهات حکمیّه هم باید حکم به وجوب احتیاط بکنید.
بحث ما در رابطۀ با شخص این مکلّف است، شخص این مکلّف دربارۀ این مایعی که در چهارصد فرسخی وجود دارد، از کجا می فهمد که مولا نسبت به این مکلّف غرضی دربارۀ این خمر دارد؟ آیا اگر تکلیف نباشد، باز هم راهی برای این علم وجود دارد، یا ندارد؟ پس این که شما جمع کردید بین این دو و می فرمایید: هم علم به غرض دارد، و هم شک در توجه خطاب فعلی و تکلیف فعلی دارد، به حسب ظاهر این دو قابل اجتماع نیستند. برای این که معنای شک در تکلیف فعلی و در توجه خطاب فعلی، این است که شک دارد، که آیا مولا دربارۀ این و شخص این مکلّف نسبت به این مایع مفروض«هل یکون له غرض؟ ام لا یکون له غرض»؟ بله، در موالی عرفیّه گاهی ما اگر تکلیف هم نباشد، غرض مولا را به دست می آوریم. مثل این که بچۀ مولا مشرف به هلاکت است، مولا خودش نیست یا توجه و اطلاع ندارد، دستوری هم نداده، ما می فهمیم که غرض مولا نجات جان بچه است ولو تکلیفی هم دراین باره مطرح نیست، مع ذلک بر عبد واجب است که بکوشد و غرض مسلّم مولا را با این که هیچ تکلیفی نیست، تحصیل کند.
اما در باب مولای حقیقی، ما فقط از راه تکالیف باید پی به این مسائل ببریم. هر کجا دیدیم موظف به وجوب نماز هستیم، می فهمیم که مصلحت ملزمه ای در کار است. هر کجا یک تکلیف تحریمی به ما توجه پیدا کرد، می فهمیم که مفسدۀ ملزمه ای در کار است.
اما هر کجا تکلیفی نبود، پس چرا ما علم به غرض مولا پیدا می کنیم؟ راه علم برای ما به حسب عادت و نوع منسد است، و این دو بیان عرض کردیم غیر قابل اجتماع است. لذا این دلیل ایشان در مورد شک در ابتلاء، نمی تواند دلالت بر وجوب احتیاط داشته باشد.
لکن یک دلیل دیگری است که طول و تفصیل دارد ان شاء الله بعد.
پرسش:
1 - استهجان تکلیف مولا در مکلّف با توجه به قدرت عادیه چگونه ممکن است؟