بدهد. می بیند که این عبادت، عمل واحد نیست، این عبادت، عبارت از یک مجموعه ای است به نام صلاه که این صلاه متشکّل و مرکب از یک اجزای مختلفی است، عمل قیام در آن نقش دارد، عمل جلوس در آن نقش دارد، هیئت سجود در آن نقش دارد، هیئت رکوع در آن نقش دارد، قرائت الفاتحه در آن نقش دارد، تشهد و تسلیم در آن نقش دارد، اذکار و اورادی در آن نقش دارد، و اینها از مقوله های مختلف هم هستند، این طور نیست که هرکدام، یعنی مجموعشان داخل در تحت یک مقوله باشد، اینها مقولات مختلفه هستند که مقولات مختلفه اصلا از نظر واقعیت، قابل اجتماع نیستند و تباین کلی بین آنها وجود دارد. لکن در عین حال، در عالم اعتبار این مسائل مطرح نیست. عالم اعتبار که عالم واقعی نیست. این در مقابل واقعیت و خارجیت است. این فقط بستگی به اعتبار دارد، مثل اعتباری که در موارد دیگر هم، بین عقلا وجود دارد، و هم در شرع وجود دارد.
شما وقتی که بین یک زن و مردی، اعتبار زوجیت می کنید، واقعش غیر از اعتبار، مسأله ای تحقق پیدا نکرده است، این طور نیست که واقعیت مرد دگرگون شده باشد، واقعیت زن تغییر کرده باشد. این فقط بستگی به یک اعتباری دارد که این اعتبار هم منشأ اثر است، این اعتبار هم از نظر عقلا و هم از نظر شارع، منشأ اثر خواهد بود. زوجیت اعتباریه که تحقق پیدا کرد، جواز نظر به دنبال آن است، جواز استمتاع بر آن مترتب می شود، وجوب انفاق مرتب می شود، و هکذا سایر احکام زوجیت. پس این فقط مجرد اعتبار است، و الاّ در واقعیت، قبل الازدواج و بعد الازدواج، هیچ تغییر و تحولی به وجود نیامده است.
در مرکب اعتباریه مثل نماز هم مسأله این طور است. رکوع در جای خودش، یک واقعیت است، سجود، در جای خودش، یک واقعیت است، قرائت الفاتحه که به معنای حکایت الفاتحه است، در جای خودش، یک واقعیت است از مقوله لفظ هم هست. لکن شارع ملاحظه کرده است که مجموعه اینها یک اثر و خاصیّتی دارد که آن اثر و خاصیّت صلاتی است، لذا در عالم اعتبار این را شیء واحدی می داند، صلاه را امر واحد می داند، صلاه را مرکب می داند، مثل همان معجون مرکب، منتها او مرکّب حقیقی خارجی، این مرکّب اعتباری جعلی. یک مرکب جعلی اعتباری است.
پس از یک نظر این مرکب اعتباری در حیث ترکیبش مثل مرکب واقعی است، یعنی همان طوری که در مرکب واقعی، مواد در حال ترکیب، حالت فداکاری پیدا می کنند، صورت خودشان را از دست می دهند، واقعیت خودشان را از دست می دهند، برای این