سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 12 صفحه 543

صفحه 543

ذکر است، همان جزئیت در حال عمد است. دیگر بیش از این نمی توانیم از اجماع استفاده بکنیم.

بررسی ادلۀ وارده در باب جزئیت اجزا

اما یک قسم ادلۀ لفظیه در باب جزئیت اجزا وجود دارد اینها را هم می فرماید: دو جور است لسان بعضی هایشان، لسان بیان حکم وضعی است که اصلا مستقیما جزئیت را دلالت می کند، به دلالت مطابقه همان حکم وضعی که عبارت از جزئیت است را دلالت دارد مثل«لا صلوه الا بفاتحه الکتاب». اصلا معنای مطابقی«لا صلوه الا بفاتحه الکتاب» بیان جزئیت فاتحه الکتاب است برای نماز و هیچ مسأله حکم تکلیفی، به دلالت مطابقی از این«لا صلوه الا بفاتحه الکتاب» استفاده نمی شود. اما گاهی از اوقات لسان، لسان حکم تکلیفی است مثل اینکه می گوید: «ارکع فی الصلاه، اسجد فی الصلاه» یا مثلا قنوت بخوان در نماز، تشهّد بخوان در نماز که بصورت حکم تکلیفی، مسأله جزئیت تبیین می شود.

ادعای مرحوم محقق اراکی(ره) این است، می فرماید: اگر دلیل دالّ بر جزئیت، غیر از مسألۀ اجماع شد، در هردو صورت، اطلاق دارد چه از قبیل«لا صلوه الا بفاتحه الکتاب» باشد و چه از قبیل«ارکع و اسجد فی الصلاه» باشد. علی أیّ حال چه لسانش، لسان وضع باشد و چه لسانش لسان تکلیف باشد، یک معنای مطلق و جزئیت مطلقه از این ادله استفاده می کنیم که نتیجه جزئیت مطلقه این بود که بعد از زوال نسیان، باید عمل تکرار بشود، باید عمل واجد این جزء باشد، باید مرکب تام الاجزاء و الشرایط باشد. پس مدعا این شد که از دلیل دالّ بر جزئیت چه به لسان حکم وضعی باشد و چه به لسان حکم تکلیفی باشد استفاده اطلاق جزئیت می کنیم.

لازمۀ تبعیت حکم وضعی از حکم تکلیفی

بعد به صورت«لا یقال» یک اشکالی را به خودشان متوجه می کنند. «لا یقال» می گوید: ما این حرف شما را نفهمیدیم. اگر دلیل دال بر جزئیت از قبیل«لا صلوه الا بفاتحه الکتاب» باشد، ما حرف شما را قبول می کنیم. این معنایش این است که فاتحه الکتاب مطلقا جزئیت دارد، حتی فی حال النسیان و حالا که ترک شده، این نماز به درد نمی خورد، بعد از زوال الغفله باید فاتحه الکتاب در نماز آورده بشود. این را می پذیریم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه