سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 12 صفحه 547

صفحه 547

عمل کن، این بعث به انجام این نسخه است، تحریک به موافقت کردن با این نسخه است، لکن هدفش از تحریک چیست؟ مقصودش از بعث چیست؟ مقصودش ارشاد است، مقصودش راهنمایی کردن، مقصودش راه باز شدن به سوی سلامتی شماست، اما صیغه در غیر ما وضع له استعمال نشده، لذا از باب مثال آیا شما می توانید اجازه بدهید که طبیب همین امر ارشادی را دربارۀ یک مجنون صادر بکند، بگویید که بعث و تحریک که نیست که یک آدم عاقل لازم داشته باشد و شرایط امر و نهی در آن معتبر باشد، این ارشاد است، حالا که ارشاد شد دیگر آن خصوصیاتی که در اوامر مولویه مطرح است در اینجا مطرح نیست؟

هیچ فرق نمی کند همان طوری که اوامر مولویه در یک محدودۀ خاص و در یک شرایط خاص می تواند تحقّق پیدا بکند، اوامر ارشادیه هم در همان محدوده و با همان شرایط می تواند تحقق پیدا بکند، منتها فرقش در همان داعی و غایت فرق می کند. نظر، فرق می کند و الاّ هردو بعث است، هردو تحریک است من دون اینکه یکی مجازی و دیگری حقیقی باشد.

از اینجا نتیجه می گیریم که اگر«ارکع فی الصلاه» جنبه ارشادی هم پیدا کرد، چون غافل نمی تواند بعث به رکوع بشود، غافل نمی تواند تحریک به انجام رکوع بشود، ارشاد هم در همین محدوده است، ارشاد هم در مورد غیر غافل است، نمی توانیم بگوییم: اگر امر مولوی بود، غافل را نمی گرفت اما اگر ارشادی شد دیگر بین غافل و غیرغافل فرق وجود ندارد. هیچ فرقی بین امر ارشادی و امر مولوی در این رابطه وجود ندارد. همان طوری که امر مولوی قاصر است که غافل را شامل بشود، امر ارشادی هم به لحاظ اینکه مشتمل بر بعث و تحریک و همان مفاد و همان موضوع له و همان مستعمل فیه و همان شرایط و خصوصیات در او معتبر است نمی تواند غافل را بگیرد.

لذا این جواب اول ایشان که قبول کردند اگر امر مولوی باشد، این اشکال وارد است و اما اگر ارشادی باشد، خیر، به نظر نمی رسد که بین مولوی و ارشادی از این نظر کمترین فرقی وجود داشته باشد.

پرسش:

1 - ادلۀ اجتهادیه را در هنگام اخلال به جزء در حال غفلت و نسیان بررسی کنید.

2 - مقتضای اطلاق دلیل مرکب چیست؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه