سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 12 صفحه 567

صفحه 567

درس دویست و نود و یکم

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام علی سیّدنا و مولینا و نبیّنا أبی القاسم محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی آله الطیّبین الطّاهرین المعصومین و لعنه اللّه علی أعدائهم أجمعین، من الآن الی قیام یوم الدّین.

بررسی استمداد از حدیث رفع برای جبران جزء منسی

عرض کردیم که بحث در این مسأله است که اگر دلیل بر جزئیّت یک جزئی و بر مدخلیتش در مأمور به، اطلاق داشته باشد، که معنای اطلاق، این است که این دلیل، جزئیّت را هم در حال توجّه ثابت می کند و هم در حال نسیان بطوری که اگر تنها همین دلیل را می داشتیم، روی قاعده، باید حکم بکنیم به اینکه اگر عمل فاقد این جزء شد ولو منشأ فقدان، نسیان باشد، این عمل باطل است و لزوم اعاده و تکرار دارد. لکن در مقابل اطلاق دلیل جزء، حدیث رفع در کار است، آن هم به لحاظ اینکه یکی از امور تسعه ای که در این حدیث، مرفوع است، عبارت از نسیان است، که در ردیف آن نه چیز کلمۀ خطا و نسیان هم ذکر شده است. می خواهیم ببینیم که آیا با وجود حدیث رفع نسیان، در مقابل اطلاق دلیل جزئیّت، می توانیم کاری بکنیم که عملی که فاقد جزء است در حال نسیان، صحیح باشد. و بعبارت دیگر: این عمل در حال نسیان، تمام مأمور به باشد، مرکب ناقص در حال نسیان جزء، یک مأمور به کامل به تمام معنا باشد، مثل مرکب تام نسبت به کسی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه