سیری کامل در اصول فقه : دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 13 صفحه 145

صفحه 145

می آورد، عقل اعتبار می کند، نه به صورت کشف، نه به صورت اینکه می فهمد که شارع جعل کرده است، بلکه، به صورت اعتبار، یعنی وقتی که عقل می بیند که مقدّمات واجب، وجوب غیری دارند و خود واجب وجوب نفسی دارد، یک عنوانی و یک مفهومی به صورت الوجوب انتزاع و اعتبار می کند و آن را قدر جامع بین وجوب نفسی و وجوب غیری قرار می دهد، قدر جامع بین وجوب ضمنی و وجوب استقلالی قرار می دهد. اما معنایش این نیست که جعل به آن قدر جامع هم تعلق گرفته است و اضافۀ به شارع دارد.

بلکه می خواهیم بالاتر از این مسأله را بیان بکنیم: (شما می دانید معنای اسمی در باب حروف، اسم مقابل حرف است که فعل هم در حقیقت داخل در معنای اسمی است.) اگر وجوب مجعول شرعی از راه الفاظی باشد که دارای معنای اسمی است در مقابل معنای حرفی، در این صورت امکان دارد(امکانی که واقعیت ندارد) کسی تصور بکند که وجوب کلّی هم مجعول است، قدر جامع هم مجعول است، به لحاظ اینکه معنای اسمی مثلا یک معنای عامی است و همان طوری که وضعش عام است، مثلا موضوع له آن هم عام است.

اما اگر شارع وجوب را از طریق هیئت افعل افاده کرد و از راه صیغۀ امر وجوب را در اختیار مردم گذاشت، به لحاظ اینکه در بحث حروف این معنا را ذکر کردیم که هیئت، همان معانی حرفیّه را دارد. همان معنای حرفی در هیئت افعل، وجود دارد، و از طرفی در باب معانی حرفیّه خلافا لمرحوم آخوند، عقیده ما این شد که وضع در باب حروف عام است، لکن موضوع له خاص است. یعنی آن خصوصیّات خارجیّه هرکدام در موضوع له نقش دارند. «سرت من البصره الی الکوفه» «من» برای ابتدای کلی وضع نشده است، «من» برای ابتدای خاص وضع شده است، و خصوصیت هم خصوصیت ذهنیه نیست، بلکه همان خصوصیت خارجیه ای است که ابتدای سیر از آنجا تحقق پیدا کرد و از آنجا شروع شد.

عدم تعقّل جامع بین معانی حرفیه

اگر ما دربارۀ معانی حرفیّه این معنا را قائل بشویم که در بحث معنای حرفی هم همین معنا را با تحقیق و پیگیری زیاد اختیار کردیم که خصوصیّات داخل موضوع له است، داخل معنای حرف است، وضعش عام است لکن موضوع له خاص است، آنوقت اگر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه