سیری کامل در اصول فقه : دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 13 صفحه 150

صفحه 150

که مجموع الاجزاء، یک وجوب غیری داشته باشد، رکوع وجوب غیری مستقل، سجود وجوب غیری مستقل، تشهد همین طور، تکبیر همین طور، وجوبات غیریه متعده است.

لذا نتیجه این می شود که قضیه مشکوکۀ شما تعلّق یک وجوب به عنوان باقی الاجزا است و قضیّۀ متیقنۀ شما عبارت از تعلّق وجوبات متعدده غیریّه به اجزاء است. و در چنین موقعیتی که بین قضیه مشکوکه و متیقنۀ شما این فرق روشن وجود دارد که مشکوکۀ شما، یک وجوب است به عنوان باقی الاجزاء و متیقنۀ شما، وجوبات متعدده غیریه است، چطور در اینجا به خودتان اجازۀ استصحاب می دهید؟ اما به خلاف آن مسألۀ زید و عمرو در مسأله دار. آنجا مغایرتی وجود ندارد. «کان الانسان فی الدار» و الان شما شک دارید در بقای انسان در دار. بین قضیه متیقنه و مشکوکه، در آنجا هیچ مغایرتی تحقق ندارد. استصحاب در آنجا جاری می شود اما در ما نحن فیه با این مغایرتی که بین قضیۀ مشکوکه و قضیۀ متیقنه تحقق دارد، مجالی برای استصحاب باقی نخواهد ماند. در نتیجه این تقریر استصحاب که دیروز عرض کردیم، ما را به جایی نمی رساند.

لکن تقریرات دیگری هم در باب استصحاب وجود دارد که ان شاء الله عرض می کنیم.

پرسش:

1 - اشکال اول استصحاب جامع بین وجوب نفسی و وجوب غیری چیست ؟

2 - چرا در باب معانی حرفیه نمی توان جامعی تعقّل کرد و ارتباط آن به محل بحث چیست ؟

3 - آیا بین وجوب غیری و وجوب نفسی، مباینت تحقق دارد؟ توضیح دهید.

4 - تفاوت استصحاب در محل بحث با استصحاب کلی انسان در دار چیست ؟

5 - اشکال دوم استصحاب جامع بین وجوب نفسی و وجوب غیری را توضیح دهید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه