سیری کامل در اصول فقه : دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 13 صفحه 545

صفحه 545

و خودشان در رأس آن قرار داشتند لذا مسائلی که در این رابطه پیش می آمد، همه مستقیما به رسول الله(صلی الله علیه و آله) ارتباط داشت.

عرض کردیم که از کتاب الله، این آیه«أَطِیعُوا اللّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ » با آن تقریبی که ملاحظه فرمودید، پشتوانۀ حکومتی رسول الله است و پشتوانه وجوب اطاعت اوامر و نواهیی است که در رابطه با این مقام، صادر می شود.

آیه دیگر هم این آیه معروف است که«اَلنَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » . انسان خیال می کند که این یک مسألۀ جزئی است؛ یعنی چه که«اَلنَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » ؟ نبی، از خود مؤمنین به مؤمنین اولی است و ارجح است. این چه معنایی می تواند داشته باشد؟ جز اینکه معنایش این است که این به صورت یک تشبیه است، همان طوری که یک مولایی به عبد خودش از خود عبد اولی هست؛ یعنی تمام اختیار این عبد به دست مولاست. البته تشبیه«من جهه» است«لا من جمیع الجهات»؛ یعنی این عبد از خودش استقلالی ندارد. اگر مولا گفت که چنین کاری انجام بده، هیچ حق نکول ندارد، «رعایه للملکیه و رعایه للمولویه».

دربارۀ رسول خدا لااقل این معنا ثابت است، نمی خواهیم بگوییم: هرمؤمنی که هر کاری می خواهد انجام بدهد، قبلا باید برود اجازه بگیرد. عنوان عبودیت نیست. عبد حتی کارهای جزئی را هم باید با اجازه مولا انجام دهد. او مملوک مولاست. ما در اینجا نمی خواهیم این حرف را بزنیم که هیچ انسانی در هیچ کاری از خودش قدرتی ندارد، اگر بخواهد خانه بخرد، باید برود اجازه بگیرد و اگر بخواهد تزویج بکند، باید برود اجازه بگیرد. این مسائل را نمی خواهیم بگوییم اما لااقل این معنا تحقق دارد که اگر رسول خدا، یک دستوری صادر کردند، اطاعت این دستور بر مؤمنین واجب است. اگر امر و نهیی داشتند و آن هم در رابطه با خودشان، امر و نهیی که مربوط به خود رسول الله است و الاّ «أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ » ارتباط به خداوند دارد نه ارتباط به رسول الله، آنجایی که رسول، عنوان آمریّت پیدا می کند، آنجایی که به عنوان حاکمیت، دستوری صادر می کند، اینجا باید امر و نهی رسول خدا، امتثال بشود و حتی دائرۀ این یک مقدار وسیع هم هست، تا جایی که اگر رسول خدا در یک مسأله غیراجتماعی و غیرمربوط به حکومت، به یک نفر دستور دادند که تو خانه ات را بفروش، واجب است که بفروشد. اگر به کسی دستور دادند که زنت را طلاق بده، واجب است که زنش را طلاق بدهد. «اَلنَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » این معنا را دلالت می کند. «اذا کان النبی اولی، فاذا أمر بزید» اینکه زوجه ات را طلاق بده، «یجب علیه أن یطلق زوجته، یجب علیه اطاعه امر النبی».

دربارۀ رسول خدا لااقل این معنا ثابت است، نمی خواهیم بگوییم: هرمؤمنی که هر کاری می خواهد انجام بدهد، قبلا باید برود اجازه بگیرد. عنوان عبودیت نیست. عبد حتی کارهای جزئی را هم باید با اجازه مولا انجام دهد. او مملوک مولاست. ما در اینجا نمی خواهیم این حرف را بزنیم که هیچ انسانی در هیچ کاری از خودش قدرتی ندارد، اگر بخواهد خانه بخرد، باید برود اجازه بگیرد و اگر بخواهد تزویج بکند، باید برود اجازه بگیرد. این مسائل را نمی خواهیم بگوییم اما لااقل این معنا تحقق دارد که اگر رسول خدا، یک دستوری صادر کردند، اطاعت این دستور بر مؤمنین واجب است. اگر امر و نهیی داشتند و آن هم در رابطه با خودشان، امر و نهیی که مربوط به خود رسول الله است و الاّ «أَقِیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ » ارتباط به خداوند دارد نه ارتباط به رسول الله، آنجایی که رسول، عنوان آمریّت پیدا می کند، آنجایی که به عنوان حاکمیت، دستوری صادر می کند، اینجا باید امر و نهی رسول خدا، امتثال بشود و حتی دائرۀ این یک مقدار وسیع هم هست، تا جایی که اگر رسول خدا در یک مسأله غیراجتماعی و غیرمربوط به حکومت، به یک نفر دستور دادند که تو خانه ات را بفروش، واجب است که بفروشد. اگر به کسی دستور دادند که زنت را طلاق بده، واجب است که زنش را طلاق بدهد. «اَلنَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » این معنا را دلالت می کند. «اذا کان النبی اولی، فاذا أمر بزید» اینکه زوجه ات را طلاق بده، «یجب علیه أن یطلق زوجته، یجب علیه اطاعه امر النبی».

از اینجا استفاده می کنیم که غیر از مقام رسالت و غیر از مقام نبوت، یک عنوان دیگری برای رسول خدا هست. اوامر و نواهی رسول خدا، چه در رابطه با مسائل اجتماعی و مسائلی که در شؤون حکومت و زمامداری است و چه در رابطه با مسائل انفرادی، باید مورد اطاعت قرار بگیرد و پشتوانۀ الهی آن یکی خود«اَلنَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » است. چه کسی دارد این اولویت را جعل می کند؟ چه کسی دارد این اولویت را بیان می کند؟ خداوند این اولویت را جعل می کند. همان طوری که در«أَطِیعُوا الرَّسُولَ » خداوند دارد«اطاعه الرسول» را ایجاب می کند، پشتوانه اش مسأله ای است مربوط به خدا و جعل الهی و ایجاب الهی، ولی مسأله در رابطه با رسول خداست.

اوست که وجوب اطاعت دارد، اوست که«أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ » است که در حدیث غدیر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به این مقام هم اشاره کردند«الست اولی بکم من انفسکم»؟ و از مؤمنین در این رابطه تصدیق خواستند. روایات زیادی هم در این باب وجود دارد که حالا ما نمی خواهیم وارد این بحث بشویم ولی اینها هم یکی از پایه های اصلی مسألۀ حکومت اسلامی است و ولایت فقیه هم از همین قبیل است. این آیات در یک مراتب نازل تری، انتقال به ولی فقیه پیدا می کند، آن هم وجوب اطاعت پیدا می کند، مخالفت امر و نهی او هم موجب استحقاق عقوبت می شود، فعلا بحث در رسول خدا(صلی الله علیه و آله) است.

مقام قضاوت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)

مقام دیگری که برای رسول خدا ثابت است که روشن است، مقام قضاوت است، مقام فصل خصومت است. این دیگر روشن است برای اینکه کسی که خودش جعل قاضی می کند و قاضی از طرف او برای قضاوت منصوب می شود، پیداست که در درجه اول، خودش اولی به قضاوت است و خودش انسب به قضاوت است و ما می بینیم که رسول خدا، نصب قاضی می کردند و قاضی به این طرف و آن طرف می فرستادند. از اینجا استفاده می کنیم که این مقام قضاوت و فصل خصومت، در درجه اول برای خود رسول الله ثابت است و بعدا هم آنهایی که از طرف رسول الله منصوب می شوند، این

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه