سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 14 صفحه 129

صفحه 129

به معنای متیقن بگیرید و شک را به معنای همان حالت نفسانیه شک بگیرید؟ چون شک را که نمی شود به معنای مشکوک گرفت. مشکوک و متیقّن تقریبا در حال استصحاب یک معنا دارد. علاوه بر این مشکوک بما هو مشکوک نمی خواهد ناقض باشد بلکه شک می خواهد عنوان ناقضیت پیدا کند. پس چه داعی دارید که یقین را به معنای متیقن بگیرید و شک را به معنای خودش، در حالی که در یک عبارت است و در یک ردیف قرار گرفته است؟

چیزی که سبب شده که مرحوم شیخ در اینجا این کار را بکنند و یقین را به معنای متیقن بگیرند، این است که می فرماید: مقصود از یقین، یقین طریقی است، یقین کاشف است، نه یقینی که صفت و عنوان باشد.

اختصاص طریقیت به قطع نه مقطوع

من اول مثالی برای شما عرض می کنم که مسأله برای شما روشن شود. ما در کتاب القطع می گوییم: «القطع حجّه» (حرفهای محقق نائینی در فرق بین قطع و یقین و علم را کنار بگذارید) این را شما برای ما درست معنا کنید. این قطع، قطع طریقی یا قطع موضوعی است؟ آیا قطع طریقی حجت است یا قطع موضوعی؟ ملاک، قطع طریقی است. حالا که قطع طریقی شد، (نکته اینجاست) این حجّه، محمول قطع است یا محمول مقطوع؟ شما که می گویید: «القطع حجّه» حجّه یعنی چه؟ حجّت را معنا می کنید«ای المنجزیه و المعذریه». منجّزیت برای قطع یا برای مقطوع است؟

هیچ تردیدی نیست در اینکه منجّزیت از آثار خود قطع است. یعنی در این جملۀ «القطع حجّه» که معنایش«القطع الطریقی حجّه» است، قطع طریقی موضوعیت دارد، نه اینکه قطع طریقی در این جمله طریقیت داشته باشد. اگر قطع طریقی در این جمله طریقیت دارد، پس حجّه صفت چیست؟ آیا حجّه مربوط به قطع است یا مربوط به مقطوع است؟ آن که عنوان منجّزیت و معذّریت دارد، آیا قطع است یا مقطوع است؟ مقطوع شما اگر وجوب نماز جمعه شد، وجوب، منجّز نیست یا وجوب، منجّز است، یعنی به واسطۀ قطع به وجوب، تنجّز پیدا کرد و صار منجّزا و«القطع کان منجّزا لهذا الحکم».

پس و لو اینکه مقصود در جملۀ«القطع حجه» قطع طریقی است، اما در این جمله ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه