سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 14 صفحه 254

صفحه 254

در حقیقت روی معنای محدّث کاشانی، معنای«لا ینقض الیقین» این می شود: «لا یبطل الرکعات المتیقنه بالشک فی أتیان الرکعه الرابعه». و اگر معنای«لا ینقض» روی بیان محدث کاشانی به رکعات ارتباط پیدا کرد، چطور جملۀ واحده، و لو جنس هم بگیریم و لو طبیعت هم معنا بکنیم، می تواند معنایش این باشد که در یک نظر، لا ینقضش به خود یقین و شک نسبت داده بشود، در یک نظر لا ینقضش به متیقن و رکعات متیقنه نسبت داده بشود؟ این معنا در استعمال واحد، به نظر، غیر جایز است و ما نمی توانیم«لا ینقض الیقین بالشک» را این طور معنا کنیم و لو جنس بگیریم. هر بلایی به سر یقین و شک بیاورید، بالاخره دو مسأله غیر مربوط به هم است.

به عبارت دیگر: این دو مصداقی که ایشان ذکر می فرماید، قدر جامع ندارد برای اینکه یک مصداقش در رابطۀ با نقض خود یقین به شک است که این استصحاب است و یک مصداقش در رابطۀ با نقض رکعات خوانده شده به واسطۀ شک است. آیا می شود کلمۀ یقین را در جملۀ واحده بگوییم و هم خود یقین را«بما هو یقین مع قطع النظر عن المتیقن» اراده کنیم و هم از یقین، متیقن را که عبارت از آن رکعات خوانده شده است اراده کنیم؟

به نظر من در جملۀ واحده، نمی توانیم بین این دو حیثیت هرچه هم مسألۀ جنس و عهد و امثال ذلک را مطرح کنیم، جمع بکنیم. این یک شبهه ای است که راجع به بیان ایشان در ذهن من آمده. ببینید این شبهه قابل حل هست یا نه؟

پرسش:

1 - اولین مرجّح معنای«لا ینقض الیقین بالشک» از نظر امام(ره) چیست؟

2 - کیفیت اراده جنس یقین و شک در روایت از نظر امام(ره) چگونه است؟

3 - چگونگی عدم اختصاص«لا ینقض الیقین بالشک» به باب استصحاب را از نظر امام راحل بیان کنید.

4 - چرا استعمال یقین و شک در دو معنای غیر قابل جمع، جایز نیست؟

5 - اشکال استاد به کلام امام راحل(ره) در عدم اختصاص«لا ینقض الیقین بالشک» به باب استصحاب چیست؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه