سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 14 صفحه 264

صفحه 264

این می شود: «اذا شککت فابن علی الیقین».

ما باید ذهن خودمان را از این معنا خالی قرار بدهیم که صاحب وسائل این روایت را در باب صلاه و به مناسبت شک در عدد رکعات صلاه مطرح کرده است. صاحب وسائل این کار را کرده اند امّا در روایت«اذا شککت فی عدد رکعات الصلاه» ندارد. مشکوک فیه در روایت، بیان نشده است. روایت همین مقدار است: «اذا شککت فابن علی الیقین» و ما هیچ قرینه ای بر این معنا نداریم که این عبارت در مورد شک در عدد رکعات نماز واقع شده است و لو اینکه امام بزرگوار می فرمایند: ظاهر، این است، امّا این ظهور از کجا آمده است؟ منشأ این ظهور، چیست؟ آیا اگر ما دیدیم که یک روایتی را در وسائل و یا در کتب دیگر اخبار، در ردیف یک سنخ روایاتی ذکر کرده اند، این قرینۀ بر این می شود که این روایت هم در مورد همان روایات وارد شده است؟ ما به هر روایتی که می رسیم، باید ذهن خودمان را از مسائل و امور دیگر خالی بکنیم.

اسحاق بن عمار از ابو الحسن(علیه السلام) این روایت را نقل می کند، همین جملۀ «اذا شککت فابن علی الیقین» است امّا کجای آن نوشته است: «اذا شککت فی عدد رکعات الصلاه»؟ کجای روایت قرینۀ بر این است که این روایت منحصرا در باب رکعات نماز است؟ ظاهر این روایت این است که دارد قاعدۀ کلی بیان می کند. اما این قاعدۀ کلی چیست؟

دلیل ظهور روایت اسحاق بن عمار در استصحاب

ظاهرش این است که این قاعدۀ کلی، استصحاب است به خاطر یک نکته و آن نکته این است که وقتی می گوید: «اذا شککت فابن علی الیقین»، معنای آن این نیست که یقین و شک، هر دو تحقق ندارند؛ بلکه معنای آن این است که هر دو تحقق دارند.

هم موضوع«اذا شککت» تحقق دارد و هم یقین در«فابن علی الیقین» تحقق دارد و ما تنها در باب استصحاب می توانیم در یک قاعده ای بین مسألۀ یقین و مسألۀ شک جمع کنیم.

اگر مقصود، قاعدۀ یقین و شک ساری باشد، آنجا در زمان واحد، یقین و شک نداریم.

یقین در سابق تحقق داشته است، شک الان عارض شده است. زمان شک، جای زمان یقین است. در قاعدۀ یقین و شک، صفت شک و یقین در آن واحد، در مکلف مجتمع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه