سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 14 صفحه 339

صفحه 339

بقا هم از عدم الرافع، تأخّر دارد.

در نتیجه می فرماید: اگر بخواهید در سببیت و شرطیت و مانعیت و رافعیتی که همۀ اینها در رابطۀ با تکلیف ملاحظه بشود، یک جعل تبعی داشته باشید که به دنبال تکلیف جعل بشود، اینها خودشان بر تکلیف، تقدم دارند و چیزی که تقدم بر تکلیف دارد، چطور می شود به تبع تکلیف جعل بشود؟ چطور می شود منتزع از تکلیف باشد؟ پس جعل تبعی تشریعی به اینها تعلق نمی گیرد.

بفرمایید: جعل استقلالی چرا تعلق نگیرد؟ چرا روی جعل تبعی پافشاری می کنید؟ شارع بما انه شارع، دلوک الشمس را سبب قرار بدهد برای وجوب نماز، فلان چیز را شرط قرار بدهد برای وجوب نماز، چه مانعی دارد؟

عدم امکان جعل استقلالی برای سببیت، شرطیت، مانعیت و رافعیت

ایشان می فرماید: این هم امکان ندارد برای اینکه دلوک الشمس خودش یک واقعیت تکوینیه است. مسألۀ دلوک شمس، یک واقعیت حقیقیه است، یک امر تکوینی است. هر روز اول ظهر، زوال شمس تحقق پیدا می کند حتی امر اعتباری هم نیست، یک واقع تکوینی است. این واقع تکوینی اگر واجد سببیت باشد، سببیتش باید در رابطۀ با تکوین باشد. شما که می گویید: «النار سبب للحراره» نار سببیت برای حرارت دارد، این سببیت را چطور معنا می کنید؟ معنا می کنید که در وجود تکوینی نار، یک خصوصیت موجود است که نار به سبب آن خصوصیت، تأثیر در حرارت می کند، تأثیر در احراق می کند. این خصوصیت در آب وجود ندارد، این خصوصیت در سنگ وجود ندارد. معنای علیّت و سببیّت، یک چنین چیزی است. آیا درست است که بگوییم: شارع«بما انّه شارع جعل النار سببا للحراره»؟ اگر ما یک چنین حرفی بزنیم شما می گویید: سببیت نار برای حرارت، چه ارتباطی با مقام تشریع دارد بلکه خداوند تبارک و تعالی در مقام جعل تکوینی، نار را لباس وجود پوشانده و در ناری که مجعول به جعل تکوینی است، یک خصوصیتی تحقق دارد که این خصوصیت، تأثیر در حرارت می کند، تأثیر در احراق می کند.

در باب«دلوک الشمس سبب لوجوب الصلاه» هم مسأله همین است برای اینکه آنچه که به شرع ارتباط دارد، مسألۀ مسبب است. «وجوب الصلاه شرعیّ» اما«دلوک الشمس»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه