سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 14 صفحه 451

صفحه 451

کردید«فالملاقاه مع النجس متحققه، هذا حکم العقل» دیگر استصحاب در اینجا نمی گوید: دست شما محکوم به نجاست است. اینجا مثبت می شود.

فرق ما نحن فیه با مورد جریان استصحاب در طرف مشخص

اگر بخواهیم این را در یک قالب علمی دربیاوریم - که این قالب را مرحوم محقق نائینی بیان کرده اند و انصافا به این صورت درآوردن جالب تر است - این است که انسان ابتداء فکر می کند که بین اینجا و بین آنجایی که استصحاب نجاست در طرف مشخص عبا جاری می شود، فرق نیست. اگر من یک گوشۀ مشخص از فرش را قبلا می دانستم نجس است و بعد شک در بقای نجاست کردم، شما می گویید: اگر دست مع الرطوبه به آن گوشۀ مشخص بخورد، نجس است. اما اگر یک نجاست معلومۀ بالاجمال در همۀ فرش در کار بود و بعد ما شک کردیم که این فرش را تطهیر کردیم یا نه؟ شما می گویید: اگر با تمام اجزای فرش هم تماس گرفته باشد این دست نجس نیست. چه فرقی بین این دو هست؟

وقتی که بخواهیم فرق را روی اصطلاح بیان کنیم، به قول مرحوم محقق نائینی، فرقش روی کان ناقصه و کان تامه پیاده می شود. در آنجایی که یک جزء مشخص، نجس است، وقتی که می خواهیم استصحاب را تشکیل بدهیم می گوییم: «هذا الجزء کان نجسا و الان نشکّ فی بقائها» استصحاب می گوید: «فهذا الجزء الان نجس». قضیۀ متیقنۀ ما، بصورت کان ناقصه است یعنی روی اتصاف، تکیه می کند. فرق بین کان ناقصه و کان تامه همین است. تکیۀ کان ناقصه روی اتصاف است. «کان زید قائما» یعنی«زید متصف بانّه قائم».

اینجا وقتی که استصحاب را به صورت کان ناقصه پیاده می کنید، می گویید: «هذا الجزء من الفرش کان قبلا نجسا قطعا و الان نشکّ» در بقای اتصاف این جزء به نجاست.

«لا تنقض الیقین بالشک» می گوید: شما ناراحت نباش، «هذا الجزء الان ایضا متصف بالنجاسه». استصحاب این کان ناقصه را ثابت کرد. گفت: «هذا الجزء متصف بالنجاسه».

وقتی که دست مع الرطوبه شما با هذا الجزء تماس گرفت، دیگر اینجا لازم عقلی نیست، واسطه ای در کار نیست.

اما وقتی که این مسأله را روی علم اجمالی می آوریم. وقتی که علم اجمالی دارید به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه