سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 14 صفحه 563

صفحه 563

جزء به وجدان ترتب پیدا می کند. پس ظاهرا با توجه به این روایت، دیگر مشکله ای در استصحاب بقاء نهار، از این جهت هم باقی نمی ماند.

در حقیقت تا به حال ما دو تا اشکال را جواب دادیم: یکی اصل اینکه استصحاب نهار «من جهه کونه زمانا» آیا جاری می شود یا نه؟ ثانیا: آیا استصحاب بقای نهار«من جهت کونه مثبتا» جاری می شود یا نه؟ و در حقیقت هر دو اشکال، جواب داده شد؛ یعنی زمان بودن، مانعیتی از جریان استصحاب ندارد و مثبت هم نیست که شما خیال بکنید، این مثبتیت، مانعیت از جریان استصحاب دارد و البته این مثبتیت، یک اشکال استطرادی است و الاّ اشکال اساسی، در بحث استصحاب در زمان، همان اشکال اول بود که آیا زمان، در عین اینکه متصرم است و اجزائش«یوجد و ینعدم» است، آیا استصحاب در آن جاری می شود یا نه؟ ما عرض کردیم که هیچ مانعی از جریان استصحاب زمان، در کار نیست.

تشابه حرکت با زمان در تصرم و تدرج

مسألۀ حرکت، هم مثل زمان است، حرکت هم تقریبا تشابه کامل با زمان دارد؛ یعنی آنهم در ذاتش تصرم و تقضّی مندرج است، اصلا خود حرکت، ذاتش یک همچین معنایی را اقتضا می کند که«جزء فجزء» وجود پیدا می کند، یک جزء وجود پیدا می کند، منعدم می شود، نوبت به جزء دوم می رسد که در حقیقت از نظر تصرم، بین حرکت و زمان، فرقی وجود ندارد. لذا همان طوری که ما استصحاب را در زمان جاری می دانیم، به عینه استصحاب را در باب حرکت هم جاری می دانیم.

حرکت و لو اینکه معنایش همین جهتی است که گفته شد، در ماهیت آن تصرم وجود دارد لکن همان طوری که گفتیم: تصرم، منافات با استمرار ندارد.

اگر یک شیئی نحوۀ وجودش، وجود تصرمی شد، معنایش این نیست که«لیس بموجود»، معنایش این نیست که«لیس بباق» نه، در عین اینکه متصرم است، بقا دارد.

عرف هم می گوید: حرکت بقا دارد و در این تعبیر هیچ گونه مسامحه هم به خرج نمی دهد.

اگر ما کلمۀ«بقاء الحرکه» را در ذهن عرف جا بدهیم، نمی گوید: شما چرا کلمۀ بقا را به حرکت اضافه کردید، حرکت که بقا ندارد، نه، عرف می گوید: با دقت عرفی خودش،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه