سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 14 صفحه 69

صفحه 69

النوم» شد، منافات ندارد که از نظر زراره نوم بودن خفقه و خفقتان مسلّم نباشد. و لو اینکه این ثمرۀ عملیّه ای ندارد، لکن از نظر دقّت در عبارت خواستیم این نکته را عرض کرده باشیم.

بالاخره شبهه زراره در این سؤال، یک شبهۀ حکمیّه بود. امام در جواب این سؤال فرمودند: «یا زراره! قد تنام العین و لا ینام القلب و الاذن و اذا نامت العین و الاذن و القلب، وجب الوضوء» که خلاصۀ جواب امام این است که این خفقه و خفقتان فقط موجب تحقق نوم العین است، فقط چشم به خواب می رود، چشم دیگر قدرت دیدن ندارد، امّا گوش می شنود و قلب هم به خواب نرفته است. موقعی وضو واجب است که تمام حواسّ انسان به خواب رفته باشد، نه گوش بشنود و نه چشم ببیند و نه سایر حواسّ، احساس مناسب خودش را داشته باشد.

پیداست که مراد از کلمۀ قلب که در اینجا ذکر می کنند، قلب اصطلاحی نیست برای اینکه خواب بر قلب اصطلاحی تصور نمی شود. قلب همیشه مشغول فعالیّت و مشغول حرکت است، و خواب و بیداری از نظر قلب و فعالیّت قلب اثری ندارد. مقصود از قلب، این قلب مرکز حواس است، یعنی آن که احساسها به آن مخابره می شود، آن که در رابطۀ با حواس است، آن که دیگر حواس هیچ گزارشی به او نمی دهند، هیچ مسأله ای را به آن مخابره نمی کنند. در حقیقت مقصود این است«و اذا نامت العین و الاذن و القلب وجب الوضوء» یعنی آن نومی موجب وضو است که بر تمام حواس انسان غلبه کرده باشد، نه تنها در خصوص حسّ بینائی انسان و یا شنوائی تنها. این یک سؤال از زراره بود و جوابش هم جواب مسأله فقهیه بود که ملاحظه کردید.

بررسی سؤال دوم زراره در مورد تحقق نوم غالب

عمده؛ این سؤال دوم است که در باب استصحاب، محل بحث ماست. زراره بعد از اینکه این جواب را از امام شنید، در رابطۀ با همین مسأله و با همین جوابی که امام فرمودند، سؤالی مطرح می کند، می گوید: «قلت: فان حرّک الی جنبه شیء و لم یعلم به، قال: لا حتّی یستیقن قد نام، حتی یجیء من ذلک امر بیّن و الاّ فانّه علی یقین من وضوئه و لا ینقض الیقین ابدا بالشک، و انّما ینقضه بیقین آخر». این سؤال دوم زراره چه می خواهد بگوید؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه