سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 15 صفحه 25

صفحه 25

منتها نحوۀ واقعیتش این طوری است، مثل وجودات غیر قاره در باب زمان که تا کلمۀ وجود را می شنویم، در ذهن ما وجود قار می آید، اما این به این معنا نیست که وجودات غیر قاره حظی از وجود ندارند؟ آنها سنخ وجودشان این طور است، در احکام تعلیقیه هم مسأله این طور است.

(سؤال... و پاسخ استاد): شما اشکال عدم بقای موضوع را کنار بگذارید، کلی آن را می گوییم.

ما می گوییم: یک عنبی هست، یک حرمتی روی آن بار شده است، منتها نه حرمت فعلیه، حرمت تعلیقیه، درست مثل«ان جائک زید فاکرمه»، در«ان جائک زید فاکرمه»، سه تا مسأله وجود دارد: یکی وجوب و یکی«تعلق الوجوب» باکرام زید، مطلب سوم «مجیء زید»، مجیء زید در این قضیه، در رابطۀ با حکم است؛ یعنی حکم معلق بر مجیء است و الاّ متعلق حکم و موضوع حکم، همان اکرام زید است، عنوان دیگری در آن نیست، ما هم روی نفس همین عبارت تکیه می کنیم، فرق است بین اینکه بگوید: «ان جائک زید فاکرمه» و بین اینکه بگوید«اکرم زیدا الجائی»، فرقش این است که«ان جائک زید فاکرمه»، حکم تعلیقی است اما«اکرم زیدا الجائی» حکم تنجیزی است، منتها موضوعش مقید است، موضوعش متصف به وصف مجیء است، بین این دوتا کمال فرق وجود دارد و محل نزاع ما در اینجا مثل«ان جائک زید فاکرمه» است.

(سؤال... و پاسخ استاد): لازم نیست که ما در مقام بحث برای شما منشأ شک درست بکنیم. ما باید این طور بحث بکنیم که«لو فرض الشک فیه»، ما نباید بنشینیم عملا برای شما منشأ شک درست بکنیم؟

مانعیت تعلیقیّت از جریان استصحاب

در باب مسائل اصولیه، چنین بحث می شود که«اذا کان هناک حکم تعلیقی و فرض الشک فی بقائه»، حالا منشأ شک در بقائش چیست؟ هر چه می خواهد باشد. ما نباید بنشینیم منشأ درست بکنیم، ما روی فرض شک، می گوییم: «اذا کان المستصحب حکما تعلیقیا و فرض الشک فی بقائه»، آیا این تعلیقیّت مانع از جریان استصحاب هست یا نه؟ نه، با کجای«لا تنقض الیقین بالشک» منافات دارد؟ کدام کمبودی از نظر«لا تنقض الیقین بالشک» از نظر او هست؟ آیا یقین به این حکم تعلیقی نیست؟ هست، آیا شک در بقا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه