سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 16 صفحه 445

صفحه 445

تشخیص مجتهد در مفاد اصول عملیه

امّا در مسألۀ تخییر که در بحث ما است، در خبرین متعارضین، اثر عملی مهمی بر آن ترتب پیدا می کند، لذا قبل از آن که ما به مسألۀ تخییر برسیم، بحث این است که چون تشخیص موضوع در اختیار مجتهد است، آیا مفاد خطابات و مفاد اصول عملیه اینها هم اختصاص به مجتهد دارد که تنها مجری، خود مجتهد باید باشد، و یا اینکه نه؟ معنای اینکه تشخیص موضوع دست مجتهد است، این است که مجتهد موضوع را مشخص کند و در اختیار مکلف بگذارد و از طرفی هم نظر خودش را دربارۀ استصحاب و اصل برائت و امثال ذلک در اختیار مکلف بگذارد، بگوید که نماز جمعه این حالت را دارد، حکم کلی استصحاب هم عبارت از«لا تنقض الیقین بالشک» است، این تو، و این هم نماز جمعه، حالا خود مکلف بنشیند و به استناد«لا تنقض الیقین بالشک» که مورد فتوای مرجع تقلید است، استصحاب را در نماز جمعه جاری کند، آیا کدام یک از اینها است؟

ظاهر این است که ما نمی توانیم به صرف اینکه تشخیص موضوع در انحصار مجتهد است، بگوئیم که این اصول عملیه که شارع در شبهات حکمیه جعل کرده است و در بعضی از آنها به صورت خطاب مطرح شده است، مثل«لا تنقض الیقین بالشک» همۀ اینها مال مجتهدین است، اصلا«کل شیء لک حلال»، «لک» آنجا خطاب دارد، مال مجتهد است«لا تنقض الیقین بالشک» مال مجتهد است. (رفع ما لا یعملون» در شبهات حکمیه مال مجتهد است. آیا می توانیم به لحاظ اینکه، مشخص، مجتهد است، اینها را محدود کنیم در مجتهد، یا بگوئیم در عین این که تشخیص به دست او است، لکن مفاد خطابات و حتی خود خطابات، اختصاصی به مجتهد ندارد و به طور عام، این«کل شیء لک حلال» یا«لا تنقض الیقین بالشک» و امثال ذلک، پیاده می شود، قدری دقت کنید در این معنا تا بحث بعد ان شاء الله.

پرسش:

1 - آیا تعبد شرعی برخلاف حکم عقلا است؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه