سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 16 صفحه 451

صفحه 451

ربما یقال به این که مانعی ندارد، اصلا رسما بگوید نظر من در مسألۀ نماز جمعه تخییر است، چرا؟ برای خاطر این که ماهیت تخییر در خبرین متعارضین چیست؟ ماهیتش این است که هم می توانی این روایت را أخذ بکنی و هم می توانی آن روایت را أخذ بکنی، پس حالا چه مانعی دارد که تخییر را به عنوان مورد فتوی بیان کند؟ چنین چیزی گفته شده است.

فرق تخییر در مسألۀ اصولیه با تخییر در مسألۀ فرعیه

لکن به نظر می رسد که این دیگر تمام نیست، چرا؟ برای این که فتوای به تخییر ظاهرش تخییر در مسألۀ فرعیه است، تخییر در مسألۀ فرعیه مثل تخییر بین خصال ثلاث، مثل تخییر در واجبات تخییریه، تخییر در مسألۀ فرعیه معنایش این است. اگر مجتهد در رساله اش فتوای به تخییر داد، ظاهرش این است که نظر من این است که حکم الهی در این مسأله تخییر است درحالی که حکم الهی تخییر نیست. البته این حکم هست که شما می توانید به هریک از این دو خبر أخذ بکنید اما این اسمش تخییر در مسألۀ اصولیه است، تخییر در مسألۀ اصولیه را نباید با تخییر در مسألۀ فرعیه مخلوط کرد. تخییر در مسألۀ اصولیه معنایش این است یعنی در مقام أخذ به حجّت انسان مخیر است که این حجت را بگیرد و بر طبقش عمل کند، یا آن حجت را بگیرد و بر طبقش عمل کند. اما تخییر در مسألۀ فرعیه معنایش این هست که اصلا حکم خدا در این مسأله تخییر است، حکم الهی در این مسألۀ فرعی عبارت از تخییر است درحالی که حکم خدا در این مسأله تخییر نیست، نه این روایت دلالت بر تخییر کرده، نه آن روایت دلالت بر تخییر کرده، گرچه شما مخیر هستید در أخذ به احد الروایتین، اما حکم الله عبارت از تخییر در مسألۀ فرعی نیست، لذا به نظر نمی رسد که برای مجتهد این راه سوم هم، باز باشد که اصلا مجتهد در رسالۀ خودش فتوای به تخییر بدهد، به طوری که وقتی مقلّد مخصوصا طلبه با این فتوی برخورد می کند اصلا در ذهنش نمی آید که این جا خبرین متعارضینی بوده، بلکه در ذهنش می آید که یک روایتی بوده و آن روایت مفادش تخییر بوده است، معنای تخییر در مسألۀ فرعی چنین معنایی هست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه