سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 16 صفحه 461

صفحه 461

کرد، نه، تا استصحاب جاری است، یقین و شک وجود دارد، معنا ندارد یک لحظه استصحاب باشد و یقین و شک تحقق نداشته باشد. لذا اگر تخییر به آن نحو معنا شد این خیلی روشن است که این«لم تعلم» قوام موضوع است، و معنایش این است که موضوع برای تخییر همان«عدم العلم» است، و«عدم العلم» هم اختصاص به بادی امر ندارد، در هر روز جمعه ای این«عدم العلم» به قوّت خودش باقی است.

تخطئه حکم عقلا توسط شارع در خبرین متعارضین

اما اگر تخییر را به آن نحوی که امام بزرگوار«مد ظله العالی» معنا می فرمودند، که تخییر تخطئه حکم عقلا است، یعنی عقلا در خبرین متعارضین قائل به تساقط بودند. شارع در ضمن روایات تخییر این عقلا را تخطئه کرد. مثل موارد دیگری که شارع احیانا عقلا را تخطئه می کند، اینجا هم عقلا را تخطئه کرد. یعنی در حقیقت شارع به عقلا گفت: منافات ندارد که یک چیزی از باب طریقیت و اماریت حجت باشد، و معذلک این دو طریق متعارض و این دو اماره متعارضه به صورت تخییر پابرجا باشند، که دیگر مسأله تساقط مطرح نباشد، یعنی در حقیقت این تخییر هم یک شعبه ای از اماریت خبر است، یک شعبه ای از حجیت خبر، یک شعبه ای از کاشفیت خبر است.

اگر ما تخییر را به این نحو معنا کنیم که امام«مد ظله العالی» معنا کردند، آیا موضوع این تخییر چیست؟ موضوعش همین«عدم العلم بانّ ایّهما احقّ» است، و معنا ندارد که حکم موضوع خودش را بردارد. یعنی بگوییم: حالا که تخییر پیش آمد، حالا که تخییر دنباله طریقیت است، دنباله اماریت است؛ لازمه این تخییر این است که شما الان «لم تعلم» ندارید. الان«لم تعلم» تبدّل به تعلم پیدا کرده است. حکم معنا ندارد موضوع خودش را از بین ببرد. بالاخره«لم تعلم» در این تخییر به عنوان موضوع نقش دارد و اگر به عنوان موضوع نقش دارد، «لم تعلم» با تخییر محفوظ است با«موسّع علیک، لم تعلم» به جای خودش محفوظ است. اگر«لم تعلم» به جای خودش محفوظ شد، حتی بعد التخییر، و حتی بعد الاخذ باحد الخبرین، پس چرا در وقعۀ ثانیه این«موسّع علیک» نباشد. چرا در وقعه ثالثه و رابعه این«موسع علیک» نباشد، حالا که عنوان«لم تعلم» است. این موسّع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه