سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 16 صفحه 513

صفحه 513

نبوده است، می توانیم اینجوری معنا کنیم و بگوییم: این زید و عمرو در یک شبهۀ حکمی و در یک مسألۀ فقهی بینشان دعوا و داد و قال شده است، یکی گفته: می رویم پیش محمد ابن مسلم، یکی گفته: می رویم پیش زراره، پیش محمد ابن مسلم که رفتند، محمد ابن مسلم یک روایتی خوانده به نفع آن که مثلا محمد ابن مسلم را انتخاب کرده است، پیش زراره که رفتند زراره یک روایت دیگری خوانده است به نفع آن کسی که زراره را در این مقام انتخاب کرده است، این یک مسألۀ ای است به نظر ایشان قابل تصور، اما اگر ما مسأله را روی حکم پیاده کنیم، و روی باب قضا در شبهات موضوعیه و مسائل موضوعی پیاده کنیم، آنوقت چطور می شود که دو نفر مدعی و منکر دو تا حاکم را انتخاب کنند؟ این در حقیقت به این صورتی که در روایت مطرح شده است، نمی شود تطبیق پیدا کند، لذا مسأله را ایشان می گوید ما حمل بر فتوای مساوق با روایت می کنیم، و دیگر کاری به مسألۀ حکم و قضا و امثال ذلک نداریم.

نظر استاد در مورد معنای حاکم در روایت

اما خوب عرض کردم که اگر ما از صدر روایت صرف نظر کنیم، و صدر روایت را نادیده بگیریم، می توانیم یک چنین کارهایی انجام بدهیم، می توانیم حکم در این روایت را به معنای لغوی بگیریم، می توانیم بگوییم: مقصود از حاکم در این روایت قاضی نیست، بلکه مقصود از حاکم، مفتی و در حقیقت راوی است، اما وقتی صدر روایت را ما موردنظر قرار می دهیم، آن«رجلینی که بینهما منازعه فی دین او میراث»، اول می خواستند تحاکم به سلطان کنند، تحاکم به قضات منصوب از قبل سلطان جائر در آن زمان داشته باشند، آیا تحاکم به سلطان یا قاضی منصوب از قبل السلطان در شبهات حکمیه که دعوا سر یک مسألۀ فقهی است، این هم رجلین شیعه هستند، چه معنا دارد که دو تا شیعه باهم سر یک حکم فقهی دعوا کنند، و بعد بگویند: برویم سراغ سلطان، برویم سراغ قاضی منصوب از قبل سلطان، سلطان چه نقشی دارد در بیان حکم، آن هم حکم بر طبق مذاق اهل بیت، «رجلین من اصحابنا» بودند، «رجلین» شیعۀ امامی بودند، «کیف یعقل» که دو شیعۀ امامی در یک حکم الهی دعوایشان بشود، و برای حل نزاع در شبهات

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه