سیری کامل در اصول فقه: دوره ده ساله دروس خارج اصول محمد فاضل لنکرانی جلد 16 صفحه 567

صفحه 567

از طائفۀ اولی روایتی است که صدوق در عیون اخبار الرضا نقل می کند، «باسناده عن علی بن اسباط، قال قلت للرضاء(علیه السلام) یحدث الامر» جریانی پیش می آید«لا اجد بدّا من معرفته» من چاره ای از اینکه حکم او را بفهمم و حکم الله را دربارۀ او شناسایی کنم، نمی بینم، «و لیس فی البلد الذی أنا فیه، احد استفتی من موالیک» در آن شهری که من زندگی می کنم از علمای شیعه کسی وجود ندارد که مسأله را از آن سؤال بکنم، اینجا چه کنم؟ «قال: فقال ائت فقیه البلد» برو سراغ همان مفتی شهر و فقیه شهر«فاستفته من امرک» مسأله را از او بپرس و استفتا کن«فاذا افتاک بشیء» وقتی که به تو فتوای داد به یک حکمی«فخذ بخلافه» خلافش را بگیر، «فان الحق فیه» یعنی«فی خلافه» اینجا با اینکه مسألۀ تعارض هم مطرح نیست، بلکه مراجعۀ به فقیه بلد است، مع ذلک می گوید هر فتوایی که داد او را بگیر، یعنی خلافش را بگیر«فان الحق فی خلافه» منتهی اینجا صحبت از روایت هم نشده، روایت مطرح نیست، بلکه بالاتر از روایت مطرح است.

اما در بین این طائفه روایات دیگری هست که می گوید«ما سمعته منّی» آن را که از من برای شما نقل می کنند اگر مشابه با فتوای عامه باشد او را نادیده بگیر فایده ای ندارد و اگر مخالف با فتوای عامه شد«یجب علیک الاخذ به».

و اما از آن طائفه یک روایتی بود که قبلا خواندیم این روایت را الان می خوانیم، و دو تا فایده ازاین روایت می خواهیم ببریم.

روایت مصححۀ عبد الرحمان بن أبی عبد الله است که این روایت در خبرین متعارضین وارد شده بود، صدرش این بود«قال الصادق(علیه السلام) اذا ورد علیکم حدیثان مختلفان فاعرضوهما الی کتاب الله فما وافق کتاب الله فخذوه و ما خالف کتاب الله فردوه، فان لم تجدوهما فی کتاب الله فاعرضوهما علی اخبار العامه فما وافق اخبارهم فذروه و ما خالف اخبارهم فخذوه».

این روایت در مورد خبرین متعارضین وارد شده است و مسألۀ مخالفت و موافقت را مطرح کرده است و همینطور ذیل مقبولۀ ابن حنظله که ما در مورد آن بحث کردیم در مقبولۀ ابن حنظله هم آنجا مسألۀ موافقت و مخالفت کتاب را مطرح کرده بود به عنوان مرجح.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه