حکایات منبر صفحه 103

صفحه 103

حضرت پیاده شد، سفیان عرض کرد: ((بفرمایید برای من دوات و کاغذ بیاورند تا آن را بنویسم .))

حضرت هم دستور داد که کاغذ و قلم بیاورند. آنگاه حضرت فرمود: ((بنویس !)) از اول تا آخر خطبه را بیان نمود و سفیان هم نوشت . آنگاه نوشته را به حضرت ارائه داد. سپس امام علیه السلام سوار شد و از پی کار خود رفت . من و سفیان با هم برگشتیم . بین راه از من خواست تا توقف کنیم و در حدیث دقت نماییم . به او گفتم : ((قسم به خدا که امام صادق علیه السلام تو را به چیزی ملزم نمود که هرگز از آن رهایی نداری .))

فقال و اءیّ شی ء ذلک فقلت له ثلاث یغلّ علیهن قلب امری ء مسلم اخلاص العمل لله قد عرفناه و النصیحة لاءئمة المسلمین من هؤ لاء الائمة الذین یجب علینا نصیحتهم معاویة بن اءبی سفیان و یزید بن معاویة و مروان بن الحکم و کلّ من لا تجوز شهادته عندنا و لا تجوز الصلاة خلفهم و قوله و اللزوم لجماعتهم فاءیّ الجماعة مرجی یقول من لم یصلّ و لم یصم و لم یغتسل من جنابة و هدم الکعبة و نکح اءمّه فهو علی ایمان جبرئیل و میکائیل اءو قدریّ یقول لا یکون ما شاء الله عز و جل و یکون ما شاء ابلیس اءو حروریّ یتبرّاء من علی بن اءبی طالب و شهد علیه بالکفر اءو جهمیّ یقول انما هی معرفة الله وحده لیس الایمان شی ء غیرها قال ویحک و اءیّ شی ء یقولون فقلت یقولون ان علی بن اءبی طالب علیه السلام و الله الامام الذی یجب علینا نصیحته و لزوم جماعتهم اءهل بیته قال فاءخذ الکتاب فخرقه ثم قال لا تخبر بها اءحدا؛(3)

پرسید: به چه چیز ملزمم نموده است ؟

گفتم : سه چیز است که باید قلب هر مسلمان از غل و غش در آنها خالی باشد:

اول : اخلاص عمل برای خدا، که می دانیم .

دوم : نصیحت نسبت به پیشوایان مسلمین و ائمه مسلمین که نصیحت آنان بر ما واجب شده است .

حال منظور از این پیشوایان چه کسانی هستند؟ جواب داده شده که اینان معاویة بن ابی سفیان ، یزید بن معاویه ، مروان بن حکم و خلاصه آنهایی هستند که شهادتشان مقبول نیست و نمی توان پشت سر آنان نماز خواند. و این که فرمود باید ملازم جمعیت مسلمین بود، کدام جماعت ؟ منظور گروهی است که می گویند: ((کسی که نماز نخواند، روزه نگیرد، غسل جنابت ننماید، کعبه را خراب کند و با مادر خود بیامیزد، با این همه ناروایی ها، ایمانش همانند ایمان جبرئیل و میکائیل است .))

یا گروه قدریه که می گویند: ((خواست خداوند معیار نیست ، بلکه معیار خواست ابلیس است یا گروهی که از علی علیه السلام تبری می جویند و به کفر او شهادت می دهند یا گروه جهنمی که می گویند معرفت فقط مخصوص خداست و ایمان چیزی جز آن نیست .))

سفیان ثوری از سخنان مرد قریشی سخت ناراحت شد و گفت : ((وای بر تو! شماها چه می گویید؟))

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه