حکایات منبر صفحه 146

صفحه 146

یعنی با هیچ یک از عطایای الهی مرتکب گناه نشود خواه آن عطایا جوارح و اعضای بدن او باشد که به اختیار اراده او به کار می رود و خواه نعمت های خارج از وجود انسان باشد. مانند آمال ، مقام عبودیت ، نفوذ کلام ، و دیگر نعمت هایی از این قبیل ، و شکر جامع ، به کار بردن نعمت بر وفق رضای الهی و اجتناب از گناهان است .(3)

فصل سوم : حکایات تاریخی

صراحت لهجه

روزی حجاج در منبر، خطابه خود را طولانی کرد. مردی از وسط جمعیت با صدای بلند گفت : ((موقع نماز است ، سخن را کوتاه کن ! نه وقت به احترام شما توقف می کند، نه خداوند عذرت را می پذیرد.))

حجاج از این صراحت ، آن هم در یک مجلس عمومی ناراحت شد، دستور داد مرد را زندانی کردند. کسان او به ملاقات حجاج رفتند و به وی گفتند:

((امیر! مرد زندانی از فامیل ماست و دیوانه است . دستور فرمایید آزاد شود.))

حجاج گفت : ((اگر خودش به دیوانگی اقرار کند، آزادش خواهم کرد.))

کسانش به زندان رفتند و گفتند: ((به جنونت اقرار کن ، تا آزاد شوی .))

مرد گفت : ((هرگز چنین اعترافی نمی کنم ، من مریض نیستم . خداوند مرا سالم آفریده است .))

وقتی جواب های صریح و صادقانه زندانی به گوش حجاج رسید، دستور داد به احترام راستگویی آزادش کردند.(4)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه