حکایات منبر صفحه 154

صفحه 154

از سخنان منصور بن حازم برمی آید که او شخصی عالم و آگاه است و گفته هایش متکی به دلیل و برهان است . او از سخنان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم درباره علی علیه السلام آگاهی کامل داشت ، ولی به آن روایت استدلال نکرد، زیرا مخالفین هر جا ببینند که حدیثی به ضرر آنان و به نفع شیعیان است ، آن را نفی می کنند و می گویند: رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم چنین سخنی نفرموده است . از هم اکنون مدتی است در تجدید چاپ بعضی از کتب علمای عامه ، احادیثی را که به نفع علی علیه السلام است ، از آن کتب حذف می نمایند که نسل بعد، از آن اخبار بی خبر باشد.

((منصور بن حازم)) به همین جهت در مقام استدلال ، به روایات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تکیه نکرد و کلام خود را متکی به احاطه دانش و سلطه علمی علی علیه السلام بر قرآن شریف قرار داد و این مطلبی نبود که آنان بتوانند تکذیب کنند. لذا کلام منصور بن حازم بی جواب ماند و آنان با سکوت خود در واقع اعتراف کردند که قیم لایق و شایسته که جامع جمیع جهات و واقف به کلیه نکات قرآن باشد و بتواند نیازهای مسلمین را در هر موقع و مقام پاسخ دهد و حوایج آنان را از نظر دینی برآورده سازد، شخص علی بن ابی طالب علیه السلام است .

منصور بن حازم با این بحث علمی و استدلالی خود اثبات نمود که دارای نیت رشید است و آنقدر در عقیده خود قوی است و آنقدر نیتش مسبوق به علم و آگاهی است که وقتی به علی علیه السلام اقتدا می کند و از گفتار و رفتار آن حضرت پیروی می نماید، کمترین شک و تردیدی در خلال علمش پیدا نمی شود و اطمینان دارد راهی را که می پیماید، راه حق و حقیقت و بر وفق رضای حضرت باریتعالی است .

زمانی که مردم در امر خلافت با علی علیه السلام بیعت نمودند و زمام امور کشور را به آن حضرت سپردند، افرادی در گوشه و کنار وجود داشتند که می خواستند علی علیه السلام در راءس کشور قرار گیرد، زیرا آگاه بودند که عمل آن جناب بر اساس عدل و دادگری خواهد بود و این کار بر وفق میل آنان نبود، چون می خواستند از شرایط محیط به نفع خود استفاده ها کنند و مقاماتی را به دست بگیرند و به منویات ناروای خود جامه عمل بپوشانند و علی علیه السلام شخصی نبود که به این کارها تن در دهد و اعمال ناروای آنان را بپذیرد. لذا بر ضد آن حضرت دسته بندی آغاز شد و در پس پرده توطئه های خائنانه شروع گردید و اولین اثر سوئی که از آن خیانت ها پدید آمد، این بود که جنگ بصره را برای علی علیه السلام ایجاد کردند و آن صحنه دردناک را به وجود آوردند و عده زیادی از مسلمانان اغفال شده را گرد هم آوردند و بر اثر آن ، ((جنگ ناکثین)) را راه انداختند.

امام علی علیه السلام که واقف به تعالیم قرآن شریف و مقررات اسلامی بود، از اتمام حجت دست نکشید و گاهی به طور خصوصی با افراد اخلالگر مذاکره می کرد و تذکرات لازم را بیان نمود و گاه در مقابل جمعیت بسیار سخنرانی کرد و شنوندگان را از انحراف فکری آنان آگاه می ساخت .

متاءسفانه تذکرات حکیمانه و بیانات عالمانه امام علی علیه السلام ، لشکریان عایشه و طلحه و زبیر در مقابل امام علیه السلام ایستادند و علی علیه السلام برای آخرین بار و به منظور اتمام حجت ، جوان لایقی را برگزید و به او فرمود: قرآن را به مقابل مردم ببر و از قول من بگو: ((علی علیه السلام می گوید، بیایید جنگ را کنار بگذاریم و حاکم بین ما و شما قرآن باشد.))

آن جوان رفت . اما اینان نه تنها اعتنا نکردند، بلکه دست های او را قطع کردند و او را کشتند و دیگر از نظر شرعی ، مطلب برای علی علیه السلام تمام شد و لذا جنگ را با عزمی ثابت و اراده ای جدی آغاز نمود و بدون شک و تردید به آنان حمله کرد و قضایای سنگین اتفاق افتاد و عده کثیری به خون غلطیدند.

نیت علی علیه السلام در حمله به آنان که در صحنه ((جنگ جمل)) گرد آمده بودند، نیتی رشید و مسبوق به علم و آگاهی بود، نیتی بر وفق حق و حقیقت بود و خلاصه نیتی بود که در آن کمترین شک و تردید وجود نداشت . از این رو علی علیه السلام در کمال قوت نفس و قدرت اراده به عمل خویش ادامه داد و به صحنه اخلالگری آن مردم خائن که بر ضداسلام پایه گذاری شده بود، پایان بخشید.(5)


1- سوره مبارکه نحل ، آیه 44.
2- الکافی ، ج 1، ص 167.
3- الکافی ، ج 1، ص 169.
4- الکافی ، ج 1، ص 169.
5- شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق ، ج 1، ص 266.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه