حکایات منبر صفحه 186

صفحه 186

این مرد دومی گفت : ((والله من او را کشتم و مرد دستگیرشده قاتل نیست !))

علی علیه السلام به اولی گفت : ((چه چیز تو را واداشت که به قتل اقرار کنی ؟))

عرض کرد: ((این مردان مرا دستگیر نمودند در حالی که کارد خونین به دست داشتم و در کنار مقتول غرق به خون ایستاده بودم ، خائف بودم که اگر انکار کنم ، مرا بزنند، لذا اقرار نمودم . من بیرون خرابه گوسفندی را کشته بودم ، دچار مضیقه ادرار شدم ، با کارد خونین برای رفع حصر، به خرابه آمدم . مرد غرق به خون را دیدم . با شگفتی او را نگاه می کردم که اینان وارد خرابه شدند و مرا دستگیر کردند.))

علی علیه السلام دستور داد هر دو نفر را نزد امام حسن مجتبی علیه السلام ببرند و قصه آن دو را به عرض برسانند و بگویند: حکم خدا در این باره چیست ؟

امام مجتبی علیه السلام فرمود: ((به امیرالمؤ منین علیه السلام بگویید، اگر این مرد دومی مقتول را کشته ، دستگیر شده است و اولی را که قاتل نبوده ، از مرگ خلاص کرده و در واقع او را احیا نموده است و کسی که یک نفر را احیا کند، همانند آن است که تمام مردم را احیا کرده است . پس هر دو نفر آزاد شوند و دیه مقتول از بیت المال پرداخت گردد.))(2)


1- الکافی ، ج 7، ص 290.
2- شرح و تفسیر دعای مکارم الاخلاق ، ج 1، ص 326.

رابطه دختر و پسر

اگر شهوت جنسی به درستی محدود شود و با اندازه گیری صحیح در راه مشروع و قانون اعمال گردد، تضادی بین آن و سایر تمایلات انسانی و سجایای اخلاقی ، وجود نخواهد داشت .

جوانان می توانند از یک طرف خواهش های غریزی خود را ارضا کنند و از طرف دیگر به تمایلات اخلاقی و هدایت های عقلی خویش جامه عقلی بپوشانند و در نتیجه یک انسان واقعی باشند و با ارضای همه خواهش ها موجبات سعادت خود را فراهم آورند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه