حکایات منبر صفحه 3

صفحه 3

یوسف صدیق علیه السلام فرزند یعقوب پیامبر علیه السلام است . این کودک محبوب درس خداپرستی را از پدر بزرگوار خود فراگرفته و در دامن یعقوب طفل با ایمانی بار آمده است . برادران بزرگتر او به وی حسد بردند و تصمیم به ایذای او گرفتند. کودک را با خود به بیابان آوردند و پس از رفتارهای خشن و ناراحت کننده به فکر قتلش افتادند. بعدا از کشتن او صرف نظر نمودند، به چاهش افکندند و سرانجام طفل را به کاروان مصری به عنوان غلام فروختند.

ابوحمزه از علی بن حسین علیهماالسلام سوال کرد:

روزی که یوسف به چاه افکنده شد، چند ساله بود؟

حضرت در جواب فرمود: نه ساله !

از کودک نه ساله ای که در چنین وضع سخت و شرایط ناراحت کننده دچار شده ، جز اضطراب و جزع انتظار دیگری نیست . ولی نیروی ایمان در این کودک اثر عجیب و حیرت زایی گزارده است .

لما اءخرج یوسف علیه السلام من الجب و اشتری قال لهم قاتل استوصوا بهذا الغریب خیرا فقال لهم یوسف علیه السلام من کان مع الله فلیس له غربة ؛(1)

موقعی که یوسف را از چاه خارج کردند و به غلامی معامله نمودند، یکی از حضار به وضع کودک دقت کرد و از روی راءفت و مهربانی گفت : ((نسبت به این طفل غریب نیکی کنید.))

یوسف که این جمله را شنید با اطمینان خاطر و آرامش روان گفت :

((آن کس که با خداست گرفتار غربت و تنهایی نیست .))(2)


1- مجموعه ورام ، ج 1، ص 33.
2- کودک از نظر وراثت و تربیت ، ج 2، ص 178.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه