حکایات منبر صفحه 38

صفحه 38

امام صادق علیه السلام فرموده :

((پس از آن که پادشاه مصر دستور زندانی شدن یوسف را داد، خداوند تعبیر خواب را به یوسف الهام فرمود و او را از این نعمت گرانقدر برخوردار ساخت و آنچنان شده که زندانیان تعبیر خواب هایی که می دیدند، به وی مراجعه می کردند.

در همان اوقات دو نفر از خدمه دربار را به زندان آوردند. آن دو نیز آگاه شدند که یوسف زندانی ، علم تعبیر رؤ یا دارد. یک روز صبح آن دو نفر نزد یوسف آمدند.))

فقالا له انا راءینا رؤ یا فعبرها لنا، فقال و ما راءیتما فقال احدهما ((انی اءرانی اءحمل فوق راءسی خبرا تاءکل الطیر منه)) و قال الآخر انی راءیت اءن اءسقی الملک خمرا ففسر لهما رؤ یاهما علی ما فی الکتاب ، ثم قال للذی ظن اءنه ناج منهما اذکرنی عند ربک ، قال و لم یفزع یوسف فی حالة الی الله ، فیدعوه فلذلک قال الله ، فاءنساه الشیطان ذکر ربّه فلبث فی السجن بضع سنین (2)

به یوسف گفتند: ((ما دو نفر خواب دیده ایم ، برای ما تعبیر کن !))

یوسف گفت : چه خوابی دیده ای ؟

یکی از آن دو گفت : خواب دیده ام که بر روی سرم نانی حمل می کنم و پرندگان از آن می خورند.

آن دیگری گفت : خواب دیدم به شاه شراب می دهم .

امام صادق علیه السلام فرمود:

((یوسف خواب آن دو را به آنچه در قرآن شریف آمده ، تعبیر نمود.))

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه