حکایات منبر صفحه 47

صفحه 47

ادعای فرعون

چه بسا مردان دانا و با تشخیص ، بین ملتی در سخت ترین شرایط محدودیت و محرومیت زندگی می کردند، و زمامداران خودسر مستبدشان ، تنها به حکومت کردن بر آن ملت ، قانع نبودند و ادعای خدایی داشتند و از مردم خواستند که آنان را بپرستند و در برابر شان به عبودیت و بندگی سجده کنند. در این صورت آن گروه دانا هم ، جز اعتراف به الوهیت زمامداران و اطاعت و بندگی آنان چاره ای نداشتند، زیرا با کوچک ترین مخالفت به سخت ترین شکنجه و کیفرهای طاقت فرسا دچار می شدند.

یکی از نمونه های ننگین این قبیل افراد مستبد و خودسر که ادعای خدایی داشت و مردم را به پرستش و بندگی خویش دعوت می کرد، فرعون عصر موسی بن عمران علیه السلام است . قرآن شریف در ضمن شرح قضایای موسی علیه السلام ، به سخنان غرورآمیز و ناروای فرعون اشاره کرده و داعیه خدایی اش را تصریح نموده است .

اذهب الی فرعون انه طغیَ فقل هل لک الی اءن تزکّیَ و اهدیک الی ربّک فتخشیَ فاءراه الآیة الکبریَ فکذّب و عصیَ ثم اءدبر یسعیَ فحشر فنادیَ فقال انا ربکم الاءعلیَ؛(1)

خداوند به موسی علیه السلام دستور داد به سوی فرعون برو که سخت طغیان کرده است ، به او بگو:

((آیا میل داری که از این پلیدی پاک شوی و تو را به راه پروردگارت هدایت کنم تا مگر از عظمت او بترسی و در برابرش سر تعظیم فرود آوری ؟))

موسی علیه السلام طبق دستور الهی آمد و معجزه بزرگ خود را ارائه کرد، ولی فرعون به جای آنکه بیدار شود و از این فرصت سعادت استفاده کند، موسی علیه السلام را تکذیب نمود و همچنان به عصیان و طغیان خود ادامه داد و از موسی و خدای موسی روی گردانید و به کوشش های تازه ای دست زد.

رجال بزرگ مملکت را گرد آورد و دیوانه وار سخن سابق خود را تکرار کرد و فریاد کشید:

((من پروردگار بزرگ شما هستم .))

فرعون به این قناعت نکرد که تنها ادعای خدایی خویش را تکرار کند و داعیه الهیت خود را بازگو نماید، بلکه صریحا لب به تهدید موسی علیه السلام گشود و در کمال صراحت به وی گفت :

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه