حکایات منبر صفحه 58

صفحه 58

مقاتل از محدثین و مفسرین بزرگ آن زمان بود. دستور داد به حضور بیاید. به محض این که مقاتل وارد تالار مخصوص شده ، منصور به او گفت :((آیا می دانی خداوند برای چه مگس را آفریده است ؟))0

جواب داد: ((بلی ! برای این که جباران و ستمگران متکبر را ذلیل و خوار نماید.))(1)

منصور از شنیدن این جواب سکوت کرد و نسبت به مقاتل اظهار خشم و جباریت نمود. گویی سخن مقاتل در او حسن اثر داشت .

((مهلب بن ابی صفره)) از طرف عبدالملک مروان والی خراسان بود. روزی جامه خزی در بر کرده و در کمال تکبر و تبختر از رهگذر عبور می کرد. آزادمردی او را دید، نزدیک رفت و گفت : ای بنده خدا این طور راه رفتن متکبرانه مورد بدبینی و بغض خدا و رسول صلی الله علیه و آله و سلم است .

و راءی بعضهم المهلل و هو یتبختر فی جبة خز فقال : یا عبدالله هذه مشیة یبغضها الله و رسوله

فقال له المهلب : اءما تعرفنی

قال : بلی اءعرفک اولک نطفة قذرة و آخرک جیفة و انت بین ذلک تحمل عذرة مفضی المهلب و ترک مشیته تلک (2)

والی گفت : آیا مرا نمی شناسی ؟

آزادمرد فورا در جواب گفت : آری می شناسم . اولت نطفه نجسی بوده و آخرت ، مردار خبیثی خواهد شد و بین این دو زمان ، حامل مقداری کثافت هستی ؟

مهلب رفت و این گفتار صریح و نافذ، او را از رفتار متکبرانه اش بازداشت .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه