حکایات منبر صفحه 95

صفحه 95

علقمه در جواب گفت : تو لایق نیستی که در ردیف سلاطین و بزرگان سوار شوی !

معاویه گفت : من فرزند ابوسفیانم .

علقمه گفت : می دانم ! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قبلا به من گفته بود.

معاویه گفت : اکنون که مرا سوار نمی کنی ، لااقل کفشت را از پای درآور و به من بده که پایم نسوزد.

جواب داد: کفش من برای پای تو بزرگ است ، ولی همین قدر به تو اجازه می دهم که در سایه شتر من راه بروی و این خود از طرف من ارفاق بزرگی است و برای تو نیز مایه شرف و افتخار است . یعنی تو می توانی نزد مردم مباهات کنی که در سایه شتر من راه رفته ای !(2)

این بلندپروازان نادان که نمی خواهند یا نمی توانند واقع را درک کنند، همواره خواب بزرگی خود را می بینند و در عالم وهم و خیال زندگی می کنند و اغلب مایه بدبختی خود و دیگران می شوند و در بعضی از مواقع دست به کارهای خطرناکی می زنند و مصائب غیرقابل جبرانی به بار می آورند.(3)

جباریت عرب قبل از اسلام

عن اءبی عبدالله علیه السلام قال : سمعته یقول الکبر قد یکون فی شرار الناس من کل جنس و الکبر رداء الله فمن نازع الله عز و جل رداء لم یرده الله الا سفالا ان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مرّ فی بعض طرق المدینة و سوداء تلقط السرقین فقیل لها: تنحّی عن طریق رسول الله فقالت : ان الطریق لمعرض فهمّ بها بعض القوم اءن یتناولها فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دعوها فانها جبّارة ؛(4)

امام صادق علیه السلام فرمود: ممکن است تکبر در طبقات پست و شر جامعه ، از هر نژادی بروز کند. بر سبیل مثال فرمود که رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در یکی از کوچه های مدینه گذر می کرد. زن سیاهی در راه ، زباله و فضولات حیوانات را جمع آوری می نمود. کسانی که در معیت آن حضرت بودند به وی گفتند: ((از سر راه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به کناری برو!)) زن سیاه کمترین اعتنایی به گفته آنان نکرد و در کمال خونسردی و تکبر گفت : ((جاده وسیع است ، شما از آن طرف بروید.))

بعضی از همراهان خواستند تا او را دستگیر کنند. رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه