- ساز و کارهای موفقیت در تبلیغ 2
- اشاره 2
- وظیفه ی عالمان دین 5
- اسوه های تبلیغ 6
- رمزهای پیروزی یوسف (ع) 7
- حضرت یوسف (ع) در مسیر تبلیغ 7
- اشاره 7
- اشاره 11
- میرزا علی آقا شیرازی نمونه ی تقوا 11
- مبلّغان معصوم (ع) در خدمت مردم 13
- اشاره 14
- خاطره ی تبلیغی 14
- حضرت یوسف (ع) مبلِّغ خدمتگزار 19
- وظیفه ی امروز ما 21
- مقدمه 25
- سرمشق های زنده ی تبلیغات 25
- سرمشق های زنده ی تبلیغات 28
- اشاره 28
- 1) بسیج قوا 29
- 2) انذار 30
- 3) روشنی هدف 32
- 4) تواضع، شرط اساسی 34
- 5) پرهیز از آلودگی 35
- 6) پرهیز از منت گذاشتن 37
- یک خاطره 38
- رمز موفقیّت 39
- پیامبر اسلام (ص) الگوی تبلیغ 40
- هدایت مردم در پرتو تزکیه و تعلیم 42
- رسالت علامه مجلسی رحمه الله در سایه سار ثقلین 42
- تلاش علامه برای زدودن آثار جاهلیت زمانه 44
- تمسک جدی علامه به قرآن و روایات برای اصلاح جامعه 47
- اشاره 49
- مراحل استفاده ی صحیح از احادیث عترت طاهره (ع) 49
- الف- گردآوری احادیث 49
- ب- تثبیت احادیث به وسیله ی اسناد 50
- ج- تبیین احادیث 51
- د- استفاده از قرآن برای سنجش احادیث 52
- ه- ترجمه ی احادیث 54
- توفیق علامه در اصلاح جامعه 55
- خدمات علامه مجلسی به جامعه تشیّع 56
- قوه ی اجرایی علامه برای اجرای طرح خود 56
- منابع و مآخذ 61
به نظر ایشان شرایط، همان شرایط جاهلیت و دوران، دوران خطیری است و باید یک انسان مقتدر، برای اصلاح جامعه تلاش کند و در این راه از پیامبر و امانت و یادگار پیامبر کمک جوید. ضمن مراجعه به حدیث ثقلین که عامه و خاصه به حد تواتر آن را نقل کرده اند، در می یابیم کتاب الله و عترت رسول الله امانت پیامبر 6هستند: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی.»(1) گرچه بعضی از اهل سنت می گویند: «کتاب الله و سنّتی» بسیار خوب ما روی هر دو مطلب بحث داریم: کتاب الله و عترت؛ کتاب الله و سنّت.
اما کتاب الله، آیا کسی می تواند تنها با مراجعه به قرآن، مفاهیم واقعی کتاب الله را استنباط کند؟
1- با استقرار و جستجوی مختصر پی می بریم که پیامبر اکرم (ص) این حدیث را در 5 موضع ذکر فرموده اند: 1- هنگام بازگشت از طائف در سال 8 هجرت بعد از فتح مکه؛ 2- روز عرفه، هنگامی که حضرت بر شتر قصواء خطبه می خواند؛ 3- در مسجد خیف در منی در حجۀ الوداع؛ 4- روز غدیر خم؛ در آخرین خطبه ای که پیامبر در روز شهادت خود ایر اد فرمود. (مرجعیت دینی اهل بیت (ع) و پاسخ به شبهات، ص 120- 121)