سوژه سخنرانی محرم صفحه 100

صفحه 100

امام علیه السلام در مسیر راه به طرف کوفه وقتی به «فرزدق» شاعر معروف برخورد کرد و درباره انگیزه قیام خود با ایشان سخن گفت، به او فرمود: «ای فرزدق! این جماعت، اطاعت خدا را واگذاشته اند و پیرو شیطان شده اند. در زمین به فساد می پردازند؛ حدود الهی را تعطیل کرده و به میگساری پرداخته و اموال فقیران و تهیدستان را از آن خویش ساخته اند. من سزاوارترم که برای یاری دین خدا به پا خیزم و برای عزّت بخشیدن به دین او جهاد کنم؛ تا آن جا که سرانجام، کلام خدا برتری یابد.» (1)

اگر چه سر از بدنش جدا کردند؛ اما توانست آن کند که فرموده بود و توانست دوباره مردم را به سوی قرآنی که فراموش شده بود، توجه دهد و آن نیز روزی بود که سر بریده او را وارد شهر شام کردند. سر مبارکش را پیشاپیش کاروان از دروازه شهر وارد کردند و مردم با دیدن سرهای بریده و اسیران در بند و پیروزی یزید شادی کنان به سوی سرها دویدند؛ اما آن گاه که آنان را خارجی و خروج کننده از دین خواندند، به ناگاه از سر بریده او این صدا برخاست: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَبَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کَانُوا مِنْ ءَایتِنَا عَجَبًا»؛ (2) [1] «مگر پنداشتی اصحاب کهف و رقیم `خفتگان غار لوحه دار` از آیات ما در شگفت بودند؟»

این صدا به طوری بود که همه متوجه سر بریده شدند. (3)


1- تذکره الخواص، سبط ابن الجوزی، تهران، مکتبه نینوی الحدیثه، بی تا، ص 217.
2- کهف/9.
3- الخرائج و الجرائح، قطب الدین الراوندی، قم، انتشارات مصطفوی، بی تا، ج 2، ص 577؛ اثبات الهداه، محمّد بن الحسن العاملی، تهران، مکتبه الاسلامیه، 1383 ق، ج 2، ص 581بحار الانوار، ج 45، ص 188؛ مدینه المعاجز، السید هاشم البحرانی، بیروت، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1413 ق، ص 270 و مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص 61.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه