سوژه سخنرانی محرم صفحه 61

صفحه 61

پروردگارا! تو در هر غم و اندوه، پناهگاه من، و در هر پیشامد ناگوار، مایه امید من هستی و در هر حادثه ای، سلاح و تکیه گاه منی؛ آن گاه غمهای سنگین بر من فرود آید... .

پروردگارا! تو صاحب هر نعمت من هستی و آخرین امید و آرزوی منی؟» (1)

و یا آن گاه که خود یکه و تنها نبرد را آغاز کرد، به لشکر نگون بخت عمر سعد چنین خطاب کرد:

ای امت بدکار! چه بد کردید که به خاندان محمدصلی الله علیه وآله پس از او جفا کردید. پس از من، از کشتن بندگان خدا هراسی ندارید؛ زیرا کشتن من، کشتن آنان را بر شما هموار خواهد ساخت. من به خدا امیدوارم که در برابر خواری شما کرامت شهادت را به من عطا کند و از راهی که گمان نمی برید، انتقام مرا از شما بگیرد.» (2)

امام علیه السلام یاران خود را نیز بر داشتن امید به خدا سفارش می کرد و در گرماگرم نبرد، آن گاه که آنان در آستانه شهادت قرار می گرفتند، ملاقات خدا را به آنان وعده می داد. نوشته اند در روز عاشورا وقتی دو برادر از قبیله غفاریان با چشمانی گریان نزد امام علیه السلام آمدند تا برای فدا شدن در مقابل او اجازه میدان بگیرند، به گرمی به آنان فرمود: «مَرْحَباً بِکُمْ اَدْنُوا مِنِّی؛ آفرین بر شما! نزدیک تر آیید.»

سپس آنان را در آغوش کشید و فرمود: «یا اِبْنَیْ اَخِی ما یبْکِیکُما؛ فَوَاللَّهِ اِنِّی لَاَرْجُو اَنْ تَکُونا عَنْ ساعَهٍ قَرِیرَیِ الْعَینِ جَزاکُمَا اللَّهُ یا اِبْنَی یوجِدُکُما مِنْ ذلِکَ وَمُواساتِکُما اِیایَ بَاَنْفُسِکُما اَحْسَنَ جَزاءِ الْمُتَّقِینَ؛ (3) [1] ای برادرزادگانم! چرا می گریید؟ به خدا که من امید دارم تا یک ساعت دیگر؛ دیده شما روشن شود. ای برادرزادگانم! خدا به شما پاداش پرهیزگاران را به سبب این وجدان و همدردی و برادری و ایثار به من، عطا فرماید.»


1- . الارشاد، الشیخ المفید، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 ق، ج 2، ص 96.
2- ایقاظ من الهجمه، محمّد بن الحسن الحرّ العاملی، بیروت، دار صادر، 1404 ق، ص 302.
3- مقتل الحسین علیه السلام، موفق بن احمد المکی الخوارزمی، قم، مکتبه بصیرتی، بی تا، ج 2، ص 23.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه