روزنه هایی از عالم غیب صفحه 112

صفحه 112

آن شخص اظهار کرد که: من شب خوابیدم و در عالم رؤیا می خواستم به حرم حضرت ثامن الحجج علیه السلام مشرّف شوم، کسی آمد و به من گفت که حضرت رضاعلیه السلام فرموده اند: امشب اجازه تشرّف به حرم را نداری. عرض کردم: چرا؟! پاسخ دادند: به جهت این که آن سگ را از بچه هایش جدا کردی، آن سگ بچه های خود را از ما طلب می کند. از خواب بیدار شدم به طرف محل سگ روانه شدم، دیدم سگ درست سر خود را به طرف حرم کرده و زوزه می کشد. بلافاصله به خارج شهر رفته و بچه های آن سگ را به محلشان بازگرداندم.

پناهنده شدن شتر به صحن مطهّر حضرت رضاعلیه السلام

مرحوم حجّه الاسلام آقای مجد، پدر مرحوم آقای شیخ مرتضی زاهد در سفرنامه خود قضیه ای را می نویسد که خلاصه آن بدین شرح است: یکی از روزها شتری سفیدرنگ، نعره زنان وارد صحن مطهّر علی بن موسی الرضا - علیه آلاف التحیه والثناء - شد و نزدیک پنجره پولاد متحصّن شد و ناله سر داد. جماعتی دور آن را گرفته بودند و دسته دسته برای آن حیوان علف می آوردند. ناگهان صاحب شتر از راه رسید و آن را نوازش کرد و سپس قصد کرد آن را افسار کند و به همراه خود ببرد که ناله و جزع شتر بیشتر شد، به طوری که صدای آن در صحن مطهّر پیچید.

در این هنگام جناب متولّی باشی خبردار شده و خود را به محل واقعه می رساند و به صاحب شتر می گوید: قیمت این شتر را از من بگیر، تا آن را داخل شترهای حضرت کنم. صاحب شتر نیز قبول کرد، سپس متولّی باشی دستور داد افسار جدید آوردند. عجب آن بود که تا افسار شترهای حضرت را آوردند، این حیوان به جان و دل آن افسار را قبول کرد و آن را بر سر گرفت و حرکت کرد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه