روزنه هایی از عالم غیب صفحه 121

صفحه 121

استشفا به تربت سیدالشهداءعلیه السلام

مرحوم حجّه الاسلام والمسلمین جناب آقای فقیهی(1) نقل کردند: موقعی که من مکاسب می خواندم، تمایل شدید پیدا کردم به کربلا مشرّف شوم. بالاخره به هر وسیله ای بود، خود را به کربلا رساندم، هنگامی که تشرّف یافتم، گفتم: خوب است مقداری از تربت حضرت سیدالشهداءعلیه السلام را به دست آورم. در همان موقع پیرمردی را ملاقات کردم، با خود گفتم به او بگویم، شاید وی تربت داشته باشد، وقتی با او صحبت کردم، گفت: آری، نزد من تربت هست و برای شما می آورم.

مرتبه دیگر، آن پیرمرد را دیدم که درون شیشه مقداری تربت ریخته و آن را به من داد و حفاظت و نگهداری از آن را به من توصیه کرد.

این جریان گذشت و من دیگر آن پیرمرد را ندیدم. پس از چند سال به مرضی مبتلا شدم که طاقت فرسا بود، به حدّی که دوستانم تقریباً از من قطع امید کرده بودند، به اندازه ای حال من بد شده بود که وقتی مادرم می خواست با تلفن با من صحبت کند، توان تکلّم با او را نداشتم و بالاخره شخص سومی واسطه بین من و مادرم می شد.

هرچه معالجه می کردم نتیجه نمی گرفتم، تا بالاخره از درمان آن مأیوس شدم و به انتظار مرگ نشستم، تا این که در شبی از شب ها به ذهنم خطور کرد که به وسیله زیارت جامعه و نوشتن نامه ای به حضرت صاحب الزمان علیه السلام توسّل پیدا کنم و به تربتی که دارم نیز استشفا نمایم. فردای آن روز با وجود کسالت شدید، زیارت جامعه را خوانده و نامه را خدمت حضرت نوشتم. تربت را برداشته تا مقداری از آن را بخورم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه