روزنه هایی از عالم غیب صفحه 142

صفحه 142

1- 105. ایشان ابوالزوجه این جانب هستند.

قبرش هم مقداری خاک ریخته شده بود. مدّتی بعد، این تصادف واقع شد، او را در قبرستان مذکور دفن کردیم و همان خصوصیاتی را که در خواب دیده بودم، در بیداری آن ها را مشاهده کردم.

خبردارشدن از جریان کار پیش از وقوع آن

و نیز ایشان نقل کردند که: در خواب دیدم به دو مجلس عقد رفتم و صیغه عقد را من خواندم، فردای آن روز این دو مراسم عقد اتفاق افتاد، به همان مجلس ها که در خواب دیده بودم رفتم و صیغه عقد ازدواج را جاری کردم.

تصدیق سیادت به وسیله حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام

مرحوم پدرم نقل می کرد که: من به دمل های بزرگی مبتلا شدم به طوری که نمی توانستم حرکت کرده و جابه جا شوم، از این بابت خیلی به من سخت می گذشت، تا این که شبی از روی ناراحتی گفتم: چرا اجداد ما به فریاد ما نمی رسند، مگر ما سید نیستیم؟! در همان شب برادرم با این که از گفته من اطّلاعی نداشت، خواب دید: ما در اتاقی که مرحوم آقای شیخ مرتضی زاهد روزهای جمعه در آن دعای ندبه می خواندند، هستیم و یکی از ارتشیان هم به آن جا آمده است و اظهار می کند: شما به ما نیازمندید. و ما در مقابل به او می گوییم: خیر، شما به ما احتیاج و نیاز دارید.

ناگهان در این بین امیرالمؤمنین علیه السلام وارد شدند، آن شخص باکمال ادب و کوچکی کناری ایستاد، حضرت به او فرمودند: شماها به اینان احتیاج و نیاز دارید. و بعد رو کردند به ما و به یک یک از ما فرمودند: فرزند! تو از منی. فرزند! تو از منی. فرزند! تو از منی. و با این گفتار جواب مرا دادند که ما سیدیم و خوب نشدن دمل ها دلیل سید نبودن نیست.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه