روزنه هایی از عالم غیب صفحه 197

صفحه 197

دیگری به پوچی خود پی برده و بازگشت و رجوع خویش را از آنچه اصول مسلّم می پنداشتند، آغاز کرده اند و اگر به دام شیطان دیگری از شیاطین نیفتند بالطبع به سوی حق نزدیک خواهند شد، چون حق فطری است و باطل دوام و ثبات ندارد.

باز شدن درب بسته

مرحوم پدرم حاج سید مهدی خرّازی فرمود: یکی از شب ها وقتی از مجلس درس مرحوم آقا شیخ مرتضی زاهد - نوّر اللَّه مرقده - به خانه برمی گشتم در حالی که دیر وقت بود، با خود گفتم: اگر درب منزل را بزنم مادرم از خواب بیدار می شود و این کار موجب زحمت مادرم می شود، لکن بدون آن که در بزنم دست به در می زنم، اگر باز شد به داخل می روم و اگر باز نشد پشت درب منزل می نشینم تا صبح شود.

وقتی دست به درب خانه گذاشتم درِ بسته باز شد و به داخل منزل رفتم و متوجّه شدم که مادرم مقداری آب گوشت هم روی چراغ گذارده آن را برداشتم و خوردم. صبح که شد مادرم گفت: شما از کجا آمدید؟! گفتم: از درب خانه. گفت: من در را بسته بودم و کلون آن را هم انداخته بودم، چطور می شود از درب خانه آمده باشی؟!

من موضوع را برای مرحوم آقای شیخ مرتضی زاهد بیان کردم، ایشان فرمودند: گاهی چنین می شود و بعد به مناسبت این موضوع، مطلبی را بیان فرمودند که: یک شب وقتی از منبر فارغ شدم و به خانه بازگشتم دیدم بسیار دیر شده است، با خود گفتم: عیالم را بیدار نکنم، پشت درب خانه بنشینم تا صبح شود. در همین حال ناگاه عیالم درب منزل را باز کرد. با تعجّب به او گفتم: من که در نزدم، چطور در را باز

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه