روزنه هایی از عالم غیب صفحه 215

صفحه 215

1- 150. من هم این داستان را فی الجمله از حضرت استاد شنیده ام، لذا آنچه را که اضافه داشتم در آنچه در متن نقل شده درج نمودم.

تا حاضر کند، ولی تسخیر روح مرحوم حاج شیخ عبدالکریم برای او ممکن نمی شود. شخصی به نام برقعی (از اجداد آقای برقعی که در صحن مطهّر حضرت معصومه علیها السلام در زاویه شمالی نماز می خواند)(1) حاضر می شود. مرحوم خوانساری می گوید: ما شما را نخواستیم، آقای برقعی در جواب می گوید: حاج شیخ عبدالکریم اجلّ از آن است که این جا تشریف بیاورند. اگر کاری هست بگویید تا من خدمتشان عرض کنم و جواب آن را بیاورم.

آقای صاحب الداری فرمودند: من خواست خود را گفتم و بعد از مدّت کوتاهی جواب آمد که آقازاده شما در فلان مکان در اطراف قم است و کسی آن جا نرود و به زودی خودش خواهد آمد و همین طور هم شد، پس از مدّتی آمد و معلوم شد در همان مکان بوده است.

تسخیر روح و تعیین مقدار بدهی

مرحوم آیت اللَّه العظمی آقای اراکی از مرحوم آیت اللَّه حاج سید مصطفی خوانساری نقل کردند که: پدرشان(2) مقداری بدهی داشتند، لکن ایشان مقدار آن را نمی دانسته اند، خدمت آقای حاج شیخ محمّدعلی خوانساری(3) می روند تا با روح پدرشان تماس بگیرد و مقدار بدهی را تعیین کنند. آقای حاج شیخ محمّدعلی خوانساری با روح پدرشان تماس برقرار می کند و به ایشان می گوید: تعجّب می کنم

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه