روزنه هایی از عالم غیب صفحه 222

صفحه 222

داخل کیسه جورابی که درون صندوق است سیزده تومان پول می باشد، از خواب که بیدار شدم به دنبال آن رفتم، متوجّه شدم که درست گفته است.

آگاهی بعضی از اموات از کیفیت درمان مریض

مرحوم پدرم به من فرمود: در کودکی به مرض سختی دچار شدی که معالجات در تو تأثیری نداشت، تا این که جدّه بزرگ تو به خواب دخترشان آمد که فلان چیز و فلان چیز را بگیرید و چنین و چنان کنید و به بچّه بدهید بخورد، شفا خواهد یافت. جدّه شما نزد من آمد و آن خواب را بیان کرد. من دوایی را که جدّه بزرگ تو در عالم خواب گفته بود یادداشت کرده و طبق آن عمل کردم، تا این که تو شفا یافتی.

مؤلّف می گوید: من خودم نیز این مطلب را از مادربزرگم پرسیدم، ایشان فرمودند: بله، همین طور بوده است.

آگاهی برخی از اموات از جای مطلوب

مادربزرگم گفت: مدّتی به عنوان خواستگاری برای پسرم به این طرف و آن طرف می رفتم ولی دختر دلخواه یافت نمی شد. این کار سال ها ادامه داشت، تا آن که دیگر از این خواستگاری رفتن خسته شده و به ستوه آمدم. مادرم را در خواب دیدم که به من گفت: به قنات آباد فلان کوچه و فلان خانه برو، آنچه می خواهی آن جاست. من هم مطابق همان آدرس رفتم، دیدم آن دختر دقیقاً همان کسی است که ما به دنبال او بودیم، پس از آن وصلت صورت پذیرفت.

خبردادن از حوادث آینده

حجّه الاسلام و المسلمین جناب آقای متّقی همدانی(1) فرمودند: قبل از آمدن به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه