روزنه هایی از عالم غیب صفحه 223

صفحه 223

1- 158. داستان شفا گرفتن همسر ایشان از امام زمان علیه السلام در همین کتاب و کتاب سرّ دلبران یاد شده است.

قم در تهران ساکن بودم. شبی مرحوم آیت اللَّه آقای حاج میرزا محمّد همدانی(1) پدر حضرت حجّه الاسلام و المسلمین آقای ثابتی همدانی را در عالم رؤیا دیدم و در خواب هم متوجّه بودم که ایشان به رحمت خدا رفته است، با خود گفتم: خوب است شست ایشان را بگیرم تا از ایشان سؤالاتی را بکنم، بعد در همان عالم رؤیا با خود گفتم: من اهل علم هستم، مناسب نیست کاری را بدون این که بر آن دلیلی از کتاب و سنّت داشته باشیم انجام دهم.

بالاخره با خود گفتم: از خود ایشان این موضوع را می پرسم، موضوع را از ایشان پرسیدم، ایشان فرمودند: آیه و روایتی بر این امر نداریم، ولی به تجربه رسیده است. من شست ایشان را گرفتم و به من گفت: به مکّه خواهی رفت و حوایج شما برآورده خواهد شد، انگشتری را هم به من داد. پس از بیدار شدن از خواب و گذشت زمان، آنچه ایشان گفته بود همه انجام گرفت.

آگاهی بعضی از اموات از فاتحه خوانی و طلب مغفرت

یکی از موثّقین فرمودند: رفیقی داشتم که بارها به او پیشنهاد می کردم برای خود وصی متدین تعیین کن؛ ولی متأسفانه ایشان به شخصی که قابل وثوق و اطمینان باشد، وصیت نکرد و بالاخره در نهایت، وصی او کسی شد که درباره اش گفته می شد: روز سوم مرگ او، از خوشحالی مِی گساری کرد.

من از این موضوع بسیار متأثر شدم، با این که قبر او نزدیک قبر پدرم بود، برای او طلب مغفرت نکرده و فاتحه نمی خواندم، تا این که یکی از دوستان به من گفت: فلانی را در خواب دیدم که گله مند بود و می گفت: وقتی ایشان (یعنی شما) سر قبر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه