روزنه هایی از عالم غیب صفحه 24

صفحه 24

1- 21. یعنی یکی از روحانیون

2- 22. وشنوه روستایی است در اطراف شهر قم.

بعد از آن من نزد شاه محمود وشنوه ای رفتم و جریان را گفتم. او فرمود: چرا گفتی؟ با این که به تو فرموده بودند، نگو. سپس گفت: درست است، من مبلغ صد تومان برای تعمیر مسجد جمکران داده ام.

مشهدی اصغر گفت: در همان سال گندم هم گران شد.

راهنمایی و حل مشکل آیت اللَّه العظمی آقا سید محمّد فشارکی

استاد بزرگوار مرحوم آیت اللَّه حاج آقا حسن فرید اراکی از قول مرحوم آقای شیخ محمّد رضا قدریجانی(1) و ایشان با واسطه از پسر مرحوم آقای سید محمّد فشارکی نقل کردند که پدرم فرمود در یک مسئله ای هرچه دقّت و مطالعه می کردم برایم حل نمی شد. حتی آن را با مرحوم میرزای شیرازی در میان گذاشتم، باز حل نشد. روزی به کنار شطّ سامرّا رفتم تا در حلّ آن مسئله فکر کنم. نشسته و فکر می کردم، ناگهان شخص عربی را مقابل خود ایستاده دیدم، از من پرسید: چه می کنی؟ گفتم: در مسئله ای فکر می کنم. گفت: مسئله چیست؟ من میل نداشتم با او صحبت کنم، ولی چون او اصرار کرد، گفتم: فلان مسئله.

گفت: در کجای آن مانده ای و گیر داری؟ من با این که نمی خواستم چیزی بگویم، ولی به ناچار مقدماتی را که برای استنباط این مسئله ترتیب داده بودم برای او شرح دادم. وی گفته های مرا گوش می کرد و به من همانند کسی نگاه می نمود که به تمام گفته های من توجّه کامل دارد، تا به یکی از مقدّمات رسیدم، فرمود: این مقدمه اشتباه است، تا این حرف را زد، متوجّه شدم که مسئله حل شد. بعد از آن، ناگهان شخص مزبور از نظر من غایب شد، به طوری که هرچه تفحص کردم او را نیافتم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه