روزنه هایی از عالم غیب صفحه 256

صفحه 256

می آیند. وقتی مرحوم آقای حاج مقدّس واعظ تهرانی از قبر بیرون آمد، نور او همه را تحت الشعاع قرار داد.

مدّتی بعد از این جریان، خود به مرض روماتیسم گرفتار شدم و از پا درد خیلی در زحمت افتادم. شبی مرحوم آقای حاج مقدّس را خواب دیدم، درخواب از ایشان خواستم دوایی به من بدهد تا با آن دردم را معالجه کنم. گفت: گوشمرد بخور! من معنای این لفظ را نمی دانستم، در محله ما برخی از برادران قصاب سکونت داشتند، از آنان پیرامون گوشمرد پرسیدم، آنان گفتند: گاهی در زهردان گاو، چیزی شبیه پیه پیدا می شود که همان گوشمرد است. بعد از مدّتی آن را برای من آوردند، من آن را خوردم، بلافاصله همه دردم خوب شد و از ناراحتی نجات پیدا کردم.

توجّه خاصّ آیت اللَّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری به آیت اللَّه العظمی اراکی

مرحوم آیت اللَّه العظمی اراکی فرمودند: من در اراک دروس سطح را نزد آقا شیخ جعفر خواندم و به او بسیار معتقد بودم. روزی فرمود: قرار است حاج شیخ عبدالکریم حائری به اراک تشریف بیاورند و افزود: حاج شیخ «یدرک ولا یوصف» است، لذا من بسیار مشتاق زیارت حاج شیخ عبدالکریم و استفاده از محضر او شدم، تا آن که مژده ورود ایشان به من داده شد، خدمتشان رسیده و در درس ایشان شرکت کردم. تقریر درس یک هفته ای ایشان را، شب پنج شنبه ای خدمتش ارائه دادم و عرض کردم: ملاحظه فرمایید! ایشان روز شنبه فرمود: از مطالعه آن کیف کردم، ولی به شرط این که در آینده بیشتر کار کنی.

من در آن حال عمامه نداشتم، ایشان رو به من کرده و فرمود: قصد دارم به منزل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه