روزنه هایی از عالم غیب صفحه 262

صفحه 262

شخصی برای من نقل کرد که عقرب بچّه ام را نیش زد، او خیلی بی تابی می کرد. به منزل آقای حاج شیخ حسنعلی اصفهانی رفتم و قصّه را برای ایشان گفتم، آن بزرگوار مقداری آب در استکان ریخته و به آن دعایی خواندند و به من گفتند: آن را بخور. من آن را بلافاصله نوشیدم، سپس فرمود: برو بچّه ات راحت شد. وقتی به منزل بازگشتم، دیدم بچه خوب و راحت شده است.

مشاهدات آیت اللَّه العظمی سید احمد خوانساری در حوالی مرگ

مرحوم آیت اللَّه العظمی اراکی فرمودند: آیت اللَّه حاج سید احمد خوانساری در دوران زندگی خیلی سختی کشیده بود. مدت ها دل درد داشت، داغ چند فرزند دیده بود، در یک جا نیز سکونت نداشت. مدّتی در خوانسار، مدّتی در نجف، نه ماه در دزفول و چند سال و چند ماه در اراک و سپس در قم و بعد هم در تهران زندگی کرد. با این همه، خدا به ایشان توفیق زندگی داد که توانست یک دوره فقه استدلالی(1) که خلاصه جواهر و حرف های دیگر در آن آمده است، تألیف نماید.

ایشان در زمان مرحوم آقای حاج شیخ عبدالکریم حائری، روزی به من گفت: بیا با هم کتاب حج را مباحثه کنیم. من هم قبول کردم، لذا روزها در مسجد عشقعلی با هم مباحثه حج داشتیم، وقتی بحث حج تمام شد، مدّتی ایشان را ندیدم تا آن که معلوم شد به حج رفته است.

موقع مرگشان هم شنیده اید که صورت ملائکه را مشاهده کرده و فرمودند: من صورت عزراییل را دیدم و از او نترسیدم و با خود می گفتم که چرا مردم از او می ترسند؟! حضرت عزراییل علیه السلام را دیدم رو به من می آید و بعد برگشت و هفت قدم برداشت، فهمیدم که تا هفت روز دیگر بیشتر زنده نیستم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه