روزنه هایی از عالم غیب صفحه 296

صفحه 296

مشهور است، ولی معلوم نیست واقعیت داشته باشد، اگر این طور بود شفای خود را گرفته بودی.

ایشان ناراحت می شود و متوسّل می شود، شب در عالم خواب می بیند در ایوان صحن مطهّر حضرت معصومه علیها السلام شلوغ است، فرمود: جلو رفتم دیدم می گویند آقا آمده است، دیدم حضرت رسول صلی الله علیه وآله است. به ایشان عرض کردم: آقا من از شما شفاعت می خواهم. حضرت فرمود: بابا. از خواب بیدار شدم دیدم جراحت در سینه ام خوب شده است. همچنین ایشان پا درد سختی داشت، با خواندن دعایی در حاشیه مفاتیح خوب شد.

میرزا صادق آقا تبریزی

مرحوم حجّه الاسلام و المسلمین حاج شیخ صادق نصیری تبریزی فرمودند: مرحوم حاج میرزا صادق آقای تبریزی صاحب رساله بود و عده ای از ایشان تقلید می کردند و حتّی بعد از فوت او، به تقلید از او باقی ماندند. معروف بود که وقتی رضاشاه ایشان را از تبریز به قم تبعید کرد، مأمورین برای نماز توقّف نکرده و به خواسته ایشان ترتیب اثر ندادند، ولی وسیله حرکت ناگهان خراب شد تا ایشان ادای نماز کردند و بعد از نماز ایشان، وسیله درست شد.

ایشان دو پسر اهل علم داشت، یکی از آن ها به نام شیخ رضا، مردی وارسته و اهل سیر و سلوک بود. ایشان می گفت: پدرم نوعاً دوزانو می نشست، وقتی از ایشان می پرسیدیم: چرا دوزانو می نشینید؟ می فرمود: من در محضر امام عصر - ارواحنا فداه - هستم. آقای شیخ رضا می گفت: مکرّر پدرم خدمت آن حضرت تشرّف پیدا کرده بود. آقای نصیری فرمود که: مرحوم حاج میرزا صادق آقا حوادث آینده را که در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه