روزنه هایی از عالم غیب صفحه 301

صفحه 301

مرحوم آیت اللَّه حاج شیخ علی زاهد قمی

فرزند آقای حاج شیخ موسی قمی، فرزند مرحوم حاج شیخ علی زاهد قمی اظهار داشت: مرحوم جدّم خیلی متعبّد بود و سعی داشت که مستحبّات را انجام دهد و از مکروهات اجتناب نماید. وقتی که می خواست به عیادت حاج شیخ عبدالرسول جواهری برود، به مغازه بقالی و عطاری رسید، گفت: چه داری؟ گفت: کبریت دارم. یک بسته کبریت گرفت و به منزل ایشان رفت، دید چراغ منزل خاموش است و زن و شوهر نشسته اند تا فرزندشان از بازار برگردد و برای آنان کبریت بیاورد، ایشان کبریت را درمی آورد و تقدیم آنان می کند.

نوه مذکورِ حاج شیخ علی زاهد نقل کرد: مرحوم آقای خویی فرمودند: سر سفره بودیم و مرحوم حاج شیخ علی زاهد گفت: نمک بیاورید! نمک حاضر نبود، صاحب منزل رفت و آمد کرد. من به آقای شیخ علی زاهد گفتم: نمک خوردن مستحبّ است، ولی امر کردن کراهت دارد. مرحوم آقا شیخ علی زاهد از لای عمامه خود بسته کوچکی نمک درآورد و گفت: من نمک دارم ولی می خواهم سنّت از بین نرود.

مرحوم آقای حاج شیخ علی زاهد از شاگردان مرحوم حسینقلی همدانی بوده است که تقریرات فقه و اخلاق ایشان را نوشته است و تقریرات نزد پدرم موجود است و قسمت اخلاق گم شده است.

مباحثه ای سودمند

حجّه الاسلام و المسلمین آقای حاج سید عبدالکریم قزوینی نقل کرد که شخص موثّقی از یکی از سنّی های ثروتمند نقل کردند: جوانی از شیعه پیش من کار می کرد، تقوا و رفتار این جوان ما را جلب کرد. من به عیالم گفتم: خوب است دخترمان را به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه