روزنه هایی از عالم غیب صفحه 305

صفحه 305

1- 201. از علما و وعاظ بنام مشهد مقدّس.

پدر آیت اللَّه حاج آقا رحیم ارباب

مرحوم حجّه الاسلام و المسلمین آقای دیباجی(1) فرمودند: مرحوم آیت اللَّه آقای حاج آقا رحیم ارباب(2) فرمودند: پدرم در مسافرتی که داشتند می خواستند نان طبخ کنند، سنگِ نان را هرچه با آتش گرم کردند گرم نشد، عاقبت از روی عصبانیت سنگ را بر زمین کوفتند. سنگ شکست و از میان آن کرم زنده ای بیرون آمد.

غذای بهشتی

آیت اللَّه آقای ربّانی بیرجندی فرمود: پدرِ مادرم مدّتی ناهار خود را که از خانه برمی داشته تا مزرعه ببرد، در بین راه به محتاج و نیازمند می داده است. یک روز می بیند پیرمردی به او می گوید: آب گرفته ای؟ می گوید: آری! او را روانه سر آب می کند، وقتی به آن جا می رسد می بیند که بوی غذای بهشتی به مشام او می رسد، می بیند ظرفی پر از غذا است و می بیند اثری از پیرمرد نیست. ظرف غذا را برمی دارد و به خانه می برد، مدّت ها از آن استفاده می کردند و چیزی از آن کم نمی شده است تا بالاخره همسایه ها از مادرم می پرسند: چه شده است که تنور خانه شما روشن نمی شود؟! مادرم قضیه را بازگو می کند، بعد از روشن شدن این موضوع برای همسایگان، غذا تمام می شود و باقی نمی ماند.

مرحوم آیت اللَّه آقای حاج سید احمد زنجانی

آیت اللَّه حاج سید ابوالفضل میرمحمّدی داماد مرحوم آیت اللَّه حاج سید احمد زنجانی فرمود: خانم آقای زنجانی از پلّه های ساختمان پایین می افتد و بعد از آن جا با سرعت و شتاب به سوی دیگر می رود و با فاصله کمی سقف همان محل که پایین

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه